09120754199-02188787589-46042254 مشاوره حضوری

عملکرد شرکت

عملکرد شرکت

 

عملکرد شرکت / سود هر سهم (eps) = تعداد سهام منتشره ÷ سود خالص

ارزيابي شرکت/ نسبت قيمت به سود (p/e) = سود هر سهم ÷ قيمت روز هر سهم

نسبت ارزش دفتري هر سهم = تعداد سهام منتشره ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام

دريافت سود سهام را نشان مي دهند :

بازده سود سهام = قيمت بازار هر سهم ÷ سود سهام پرداختي به هر سهم

نسبت پرداختي سود هر سهم = سود هر سهم ÷ سود سهام پرداختي به هر سهم
آقاي هوشنگي با داشتن همسر و يـک پسر ۱۸ ساله و يـک دختر ۱۵ ساله فوت نمود . همسر نامبرده ماترک متوفي را به شرح زيـر تسليـم اداره امور ماليـاتي نموده است.
حساب سپرده بانکي در بانک تجارت ۲۲۰۰۰۰۰۰۰ ريـال . ساختمان واقع در شميـرانات که ارزش معاملاتي اعيـاني آن ۳۵۰۰۰۰۰۰ ريـال و ارزش معاملاتي ( عرصه ) آن ۱۲۰۰۰۰۰۰۰ ريـال است . سهام شرکت پذيـرفته شده در بورس ۶۰۰۰۰۰۰۰ ريـال.
طبق حکم دادگاه ۸/۱ ماترک به همسر و بقيـه به نسبت ۲ و ۱ بيـن وراث تقسيـم مي شود و در صورتي که هزيـنه کفن و دفن ۳۵۰۰۰۰۰ ريـال و بدهي به همسر ۳۵۰۰۰۰۰۰ ريـال مورد تائيـد اداره ماليـاتي باشد.
درصد هرريال فروش را نشان مي دهد که پس از کسر ب.ت.ک.ف باقي مي ماند/ نسبت سود نا خالص = فروش خالص ÷ سود نا خالص

سودآوري درآمدها را نشان مي دهد/ نسبت سود خالص = فروش خالص ÷ سود خالص

(r.o.i) بازده سرمايه گذاريها

براي اندازه گيري عملکرد شرکت مي باشند، ۲ نسبت :

ميزان کارايي مديريت در بکارگيري منابع موجود در جهت کسب سود/ بازده مجموع داراييها r.o.a = متوسط مجموع داراييها ÷ سود خالص

بازده سرمايه گذاري صاحبان سهام را نشان مي دهد/ بازده حقوق صاحبان سهام e.o. R = (حقوق صاحبان سهام ÷ مجموع داراييها ) × بازده مجموع داراييها
نشان دهنده داراييهايي است که از طريق بدهيها تأ مين شدند/ نسبت بدهي = مجموع داراييها ÷ مجموع بدهيها

توانايي پرداخت بدهيها/ نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام / نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام = مجموع بدهيها ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام

تحمل شرکت در کاهش سود / پوشش هزينه بهره = هزينه بهره ÷ سود قبل از بهره و ماليات
نشان دهنده سرعت وصول مطالبات/ نسبت حسابهاي دريافتني = متوسط حسابهاي دريافتني ÷ ب.ت.ک.ف

متوسط حسابهاي دريافتني = ۲ ÷ (حسابهاي دريافتني پايان دوره + حسابهاي دريافتني اول دوره )

متوسط دوره وصول طلب = نسبت حسابهاي دريافتني ÷ ۳۶۵

نشان دهنده سرعت گردش کالا/ نسبت گردش کالا = = متوسط موجودي کالا ÷ ب.ت.ک.ف

متوسط موجودي کالا = ۲ ÷ (موجودي کالا پايان دوره + موجودي کالا اول دوره )

نسبت دوره گردش کالا = نسبت گردش کالا ÷ ۳۶۵

توانايي به کارگيري موثرداراييها/ گردش مجموع داراييها = متوسط مجموع داراييها ÷ فروش خالص
حاشيه ايمني اعتباردهندگان / سرمايه در گردش = بدهيهاي جاري – داراييهاي جاري

توانايي پرداخت بدهيهاي جاري از محل داراييهاي جاري/ نسبت جاري = بدهيهاي جاري ÷ داراييهاي جاري

توانايي دقيقتر براي پوشش بدهيهاي جاري/ نسبت آني (سريع) = بدهيهاي جاري ÷ ( (پ.پ + موجودي کالا) – داراييهاي جاري
آيا تا به حال نام سهام خزانه (Treasury Stock)را شنيده ايد ؟ خوب حق داريد چون اين يك اصطلاح تخصصي حسابداري است خوب حالا سهام خرانه يعني چه ؟
سهام خزانه عبارت از سهام عادي يا ممتاز يك شركت سهامي است كه توسط همان شركت مجددا خريداري گرديده است به عبارت ديگر شركت سهام صادر شده خود را مجددا در بورس خريداري مي نمايد و بد نيست بدانيد كه طبق ماده ۱۹۸ قانون تجارت خريد سهام شركت توسط همان شركت ممنوع است و علت آن هم اين است كه شركت و مديريت آن همواره از اطلاعات داخلي آگاه است و ممكن است به واسطه اين مزيت سهام خود را زمانيكه در حداقل قيمت خود مي باشد بخرد و همان را در اوج قيمت آن بفروشد و موجب ضرر و زيان فروشنده و خريدار گردد از طرفي ديگر بر طبق استاندارد هاي حسابداري سهام خزانه يك دارائي محسوب نمي شود و سود حاصل از خريد فروش آن نبايستي بين سهامداران توزيع شود بنابر اين دلايل در بيشتر كشورهاي جهان خريد سهام خزانه مجاز نمي باشد البته موارد ديگري نيز در مورد سهام خزانه وجود دارد و اينكه سهام خزانه از حقوقي نظير حق راي , سود سهام , حق تقدم خريد سهام برخوردار نيست .

آيا واقعا در بورس تهران قانون ممنوئيت سهام خزانه رعايت مي شود ؟ خوب است بدانيد كه نه تنها كه رعايت نمي شود بلكه به طور غير مستقيم به آن حقوق كامل از قبيل سود سهام , حق راي , افزايش سرمايه هم تعلق مي گيرد و حتي سود و زيان خريد و فروش آن نير بين سهامداران توزيع مي شود . بطور نمونه شركت گروه بهمن ۱۰۰درصد سهام شركت شاسي ساز را دارد و شركت شاسي ساز نيز ۱۰درصد شركت گروه بهمن را دارد ملاحظه مي كنيد كه اين ۱۰درصد دراصل همان سهام خزانه است كه درصورت هاي مالي تلفيقي خود را نشان مي دهد حالا شركت شاسي ساز مي تواند براي هميشه يك عضو هيات مديره براي شركت گروه بهمن انتخاب كند در حاليكه سهام خزانه بر طبق استاندارد ها فاقد حق راي مي باشد در مورد ساير حقوق نيز وضع به همين منوال است .
بنابراين مشاهده مي كنيد كه دربورس سهام خزانه از نوع حقوق كامل يعني ضد حقوق سهامدار آن وجود دارد . براي يافتن اينگونه شركتها كافيست پرتفوي هرشركت را با سهامداران همان شركت مقايسه كنيد . تشابهات همان سهام خزانه است .

درپايان بايد بگويم كه سهام خزانه مزايايي را هم دارد كه موجب سود سهامداران مي گردد و به همين خاطر در بعضي از كشورها خريد آن را تحت شرايط خاصي مجاز مي دانند ( اگر توضيح بيشتر مي خواهيد بگوييد تا بنويسم ) اما چون امكان سواستفاده ازآن بيشتر است اكثرا ممنوع اعلام مي كنند . در بورس تهران نيز بهتراست نظارت و كنترل بيشتري بر روي سهام خزانه شركت ها شود تا حقوق سهامدارن جزء ضايع نشود.

حسابداري يك هنر تكنيكي است…. حسابداري همچنين يك علم است، مثل داروسازي، اقتصاد….
۱۹۵۰- (Irish) آيريش
امروزه نظام حسابداري از اطلاعات مالي حاصل از عمليات سازمان فراتر رفته است. امروز، حسابداران علاوه بر اطلاعات مالي كه حاصل خلاصه سازي و تجزيه و تحليل معاملات روزمره يك سازمان است، بايد اطلاعات مفيدي را كه براي طراحي و اجراي يك نظام برنامه ريزي مورد نياز است نيز تهيه و ارائه كنند. مسائل و درگيري هاي روزمره، سبب ميشود از حسابداري انتظار توسعه و ارائه اطلاعات جامع و كاملي در جامعه وجود داشته باشد.
۱۹۸۸- (Bedford) بدفورد
حسابداري فناوري پيچيده اي است.
۱۹۵۳- (Littleton) ليتلتون
واژه فناوري به معني كاربرد اصول علمي در يك مورد خاص بوده است. يك پزشك در واقع يك متخصص فناوري است، درست مثل يك قاضي و يا حتي يك روحاني. بنابراين شما هم چنين هستيد (طي يك سخنراني و خطاب به حسابداران).
۱۹۶۹- (Wolfenden) ولفندن
حسابداري علم توصيف و اندازه گيري در قالب ارقام پولي و فن تفسير مبادلات تجاري است كه در آن شخصيت حسابداري يكي از طرفهاي مبادله است.
۸۸-۱۹۱۱- (Schrader & Others) شرادر و ديگران

 

کمیتۀ حسابرسی به عنوان بخش مهمی از نظام حاکمیت شرکتی می‌تواند موجب بهبود فرایند گزارشگری مالی و عملکرد شرکت شود. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ویژگی‌های کمیتۀ حسابرسی (تخصص مالی، استقلال و اندازه) و عملکرد شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. در این پژوهش عملکرد شرکت با استفاده از معیارهای Q توبین و بازده دارایی‌ها اندازه‌گیری شده است. جامعۀ آماری پژوهش شامل ۱۳۲ شرکت و دورۀ مطالعه سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ را در بر می‌گیرد. نتایج آزمون فرضیه‌ها با استفاده از رگرسیون چندگانه ترکیبی حاکی از آن است که بین تخصص مالی کمیتۀ حسابرسی و عملکرد مبتنی بر معیارهای Q توبین و بازده دارایی‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین استقلال کمیتۀ حسابرسی و عملکرد مبتنی بر بازده دارایی‌ها رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. در عین حال، بین استقلال کمیتۀ حسابرسی با عملکرد مبتنی بر Q توبین و اندازۀ کمیتۀ حسابرسی با معیارهای Q توبین و بازده دارایی‌ها رابطه معناداری مشاهده نگردید.

۱ -مقدمه رشد اقتصادي در هر كشوري به سرمايهگذاري داخلي و خارجي وابسته است. وقوع تقلب هاي مالي، موجب كاهش سرمايهگذاري داخلي و خارجي شده و مانع رشد اقتصادي جامعه مي – شود. از طرفي، پايه و اساس اتخاذ تصميمات سرمايهگذاري، ارائه اطلاعات مالي مربوط و قابل اتكاء است. اما برخي از شركت ها به ظاهرسازي يا دستكاري دادههاي اطلاعاتي كه تصوير مطلوبي از وضعيت مالي شركت گزارش نميكند، ميپردازند. بنابراين، وجود كميتهاي مستقل در شركت همانند ةكميت حسابرسي، بهعنوان يكي از اركان اصلي نظام حاكميت شركتي، ۱ براي كنترل مداوم چنين فعاليت ي يها ضروري است (بنسال و شارما .( ۱۰۳ :۲۰۱۶ ، حاكميت شركتي شفاف و بهينه، كليد سودآوري، رشد مطلوب و ثبات شركت محسوب مي- شود. به دليل خاصيت رقابتيبودن دنياي تجارت در تمامي بخش ، ها چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي، حاكميت شركتي از اهميت خاصي برخوردار است. ايروين ۲ (۲۰۰۹) بهترين روش براي بهبود و پيشرفت حاكميت هر نهادي را داشتن كميتة حسابرسي قوي مي داند (به نقل از باباجاني و بابايي،۱۳۹۰ :۱۴ .(در برخي از شركتهاي توسعهيافته، بسياري از شركتها كميتة حسابرسي تشكيل دادهاند تا نقش ناظر بر رويهها و نحوه عمل حسابداري و گزارشگري مالي واحدهاي اقتصادي را به عهده گيرد (ارباب سليماني و نفري، ۱۳۷۸ :۱۶۲ .( در ايران نيز سازمان بورس و اوراق بهادار تهران (۱۳۹۱ (هيئتمديره ناشران پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران را ملزم به تشكيل كميتة حسابرسي و ساير كميتههاي تخصصي مورد نياز كرده است. از ديدگاه تئوري نمايندگي، كميتة حسابرسي مهمترين نقش را در كاهش مشكلات نمايندگي ۳ بازي ميكند (زهرا و پيرسي ، ۱۹۸۹ .(پراكنده بودن سهامداران و عدم كنترل و نظارت مستقيم بر مديران ممكن است به عملكرد شركت ضرر رساند. علاوه بر اين، مديران نسبت به سهامداران داراي اطلاعات بيشتري در ارتباط با شركت هستند و اين عدم تقارن اطلاعات هزينه سهامداران محسوب ميشود، زيرا آنها نميتوانند آگاهانه در مورد عملكرد شركت تصميمگيري كنند. اي بنابراين، مجموعه از مكانيزمهاي حاكميت شركتي از جمله كميتة حسابرسي ميتواند در كاهش مشكلات نمايندگي و افزايش عملكرد شركت مؤثر واقع شود ۴) سياجين و همكاران .( ۵ :۲۰۱۱ ، اگرچه پژوهشهاي متعددي در ارتباط با حاكميت شركتي و اثر آن بر عملكرد شركت ( يگانه و همكاران، ۱۳۸۸؛ وكيلي فرد و باوندپور، ۱۳۸۹؛ مرادي و رستمي، ۱۳۹۱ (انجام شده است، ولي به دليل نوظهور بودن كميتة حسابرسي تا به اكنون پژوهشي در زمينه ويژگيهاي كميتة حسابرسي به عنوان جزئي از حاكميت شركتي، و ارتباط آن با عملكرد شركت صورت نپذيرفته ۱۳۳ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت است. بنابراين، هدف اصلي پژوهش حاضر بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ميباشد. در اين پژوهش ويژگيهاي كميتة حسابرسي شامل تخصص مالي اعضا، استقلال و اندازه، و عملكرد شركت با استفاده از معيارهاي Q توبين و بازده داراييها اندازهگيري شده است. در ادامه اين نوشتار، مباني نظري و پيشينه پژوهش مورد بررسي قرار ميگيرد و فرضيههاي پژوهش مطرح ميگردد. سپس روششناسي پژوهش و يافتهها مورد بررسي قرارگرفته و در پايان نتيجهگيري و پيشنهادات در مورد پژوهشهاي آتي ارائه ميشود. ۲ -مباني نظري، ادبيات و فرضيهها در روابط نمايندگي، هدف مالكان حداكثرسازي ثروت است، لذا بهمنظور دستيابي به اين هدف بر كار نماينده نظارت و عملكرد او را مورد ارزيابي قرار ميدهند (نمازي و كرماني، ۵ ۱۳۸۷ :۸۴ .(وان دن برگه (۲۰۰۱ (بيان ميكند كه عملكرد در نهايت نتيجه بسياري از عوامل به همپيوسته است كه در آن حاكميت شركتي تنها يك عنصر ممكن در مجموعه كلي محرك- ۶ هاي عملكرد است و در ادامه ليندلوف پيتر (۲۰۰۵ (به اين موضوع اشاره ميكند كه اگر شركتها در جهت بهبود و ارتقاي حاكميت شركتي تلاش كنند، ميتواند تأثير مثبتي بر عملكرد و ارزش شركت داشته باشد (به نقل از؛ وكيلي فرد و باوندپور، ۱۳۸۹ :۱۲۱ .( كميتة حسابرسي بهعنوان كميتة فرعي هيئتمديره شناخته مي كه شود از طرفي مسئول ايجاد استراتژي هاي مناسب براي بهبود سلامت مالي شركت است (بنسال و شارما، ۲۰۱۶ :۱۰۴ (و از سوي ديگر وظيفه دارد تا درباره فعاليتهاي خود به هيئتمديره پاسخگو باشد (محمدپور و شهرابي، ۱۳۹۳ :۵۱ .(بنابراين، اگر كميت ة حسابرسي تصوير مطلوبي از صورتهاي مالي در برابر اعضاي هيئتمديره و مديرعامل ارائه دهد، جايگاه بهتري براي اتخاذ استراتژيهاي مو ر ث ۷ در جهت افزايش عملكرد شركت خواهد داشت (باردوج و رائو ، ۲۰۱۵؛ به نقل از بنسال و .( ۱۰۴ :۲۰۱۶ ،شارما كميتة حسابرسي ميتواند از طريق فرآيندهاي نظارتي گوناگون به بررسي عملكرد مديران ميپردازد . بهطور مثال، اين كميته قادر است با بررسي خطمشيهاي حسابداري شركت و توافق با مديريت ارشد در اين زمينه، وي را متقاعد كند تا صورتهاي مالي را مطابق با ۸ استاندارهاي پذيرفتهشده افشا نمايد (آمر و همكاران ، ۲۰۱۴ :۲ .( همچنين كميتة حسابرسي تمي واند مديريت ارشد واحد اقتصادي را كنترل كند و بهعنوان بازدارنده مديريت از زيرپاگذاري كنترلهاي داخلي، از جمله ممانعت از تقلب مديريت، نقش مؤثري ايفا كند (ارباب سليماني و نفري، ۱۳۷۸ :۲۰۸ .(علاوه بر اين نقش كميتة حسابرسي در مديريت ريسك نيز از اهميت بالايي برخوردار است (رحيميان و توكل نيا، ۱۳۹۰ :۷۰٫( مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۳۴ مك مولن ۹ (۱۹۹۶ (عنوان ميكند كه شركتهاي داراي كميتة حسابرسي به احتمال كمتري با اشتباهات، بينظميها و گزارشگري مالي متقلبانه، روبرو هستند (آمر و همكاران، ۲۰۱۴ :۲ .( كميتههاي حسابرسي بايد به طرز صحيح سازماندهي شوند و مورد استفاده قرار گيرند، در اين صورت ، اين كميتهها ميتوانند براي كليه گروههاي علاقهمند منافع چشمگيري داشته باشند (اعتمادي و شفاخيبري، ۱۳۹۰ :۲۲ .(در صورتي كه شركتي كميت ة حسابرسي ندارد، بايد دلايل عدم وجود اين كميته را در گزارشهاي سالانه خود توضيح دهد و نياز به وجود چنين كميتهاي را براي دوره مالي بعدي تبيين نمايد (سليماني و مقدسي، ۱۳۹۳ :۷۴ .(از سوي ديگر، ويژگي- هاي مختلف كميت ة حسابرسي شامل: تخصص مالي، استقلال، اندازه و … ميتوانند بر اثربخشي كميتة حسابرسي اثر بگذارند (فخاري و همكاران، ۱۳۹۴ :۱۲۶٫( در ارتباط با ويژگيهاي حاكميت شركتي و عملكرد شركت پژوهشهاي متعددي انجام شده (۲۰۱۵ :۱ (به بررسي اثربخشي هيئتمديره و عملكرد ۱۰ است. بهطور نمونه؛ كنيدي و همكاران شركت در كانادا پرداختند. نتايج پژوهش آنها حاكي از آن است كه بين اثربخشي هيئتمديره و عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. يافتههاي بنسال و شارما (۲۰۱۶ :۱۰۳ ،( نشان از آن دارد كه بين استقلال هيئتمديره و عملكرد شركت رابطه منفي و معنادار و بين دومسئوليتي بودن مديرعامل و اندازه هيئتمديره با عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. يگانه و همكاران (۱۳۸۸ (رابطه بين كيفيت حاكميت شركتي و عملكرد شركتهاي پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسي كردند. نتايج پژوهش آنها رابطه معناداري را بين كيفيت حاكميت شركتي و عملكرد شركت نشان نداد. وكيليفر و باوندپور (۱۳۸۹ (به بررسي رابطه مكاني زمهاي حاكميت شركتي و عملكرد شركت پرداختند. يافتههاي پژوهش آنها نشان داد كه وجود سهامداران نهادي با عملكرد شركت رابطه مثبت دارد. در مقابل وجود سهامداران عمده در ساختار مالكيت شركتها بر عملكرد آنها تاثير چنداني نداشته و نسبت اعضاي غيرموظف در هيئتمديره با عملكرد شركت رابطه معكوس و معناداري دارد. مرادي و رستمي (۱۳۹۱ (به بررسي ارتباط بين برخي از ساز و كارهاي حاكميت شركتي و عملكرد مالي شركتها پس از عرضة عمومي اوليه سهام در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتايج پژوهش آنها رابطه مثبت و معناداري را بين مالكيت نهادي و مديريتي با عملكرد شركتها پس از انتشار اوليه نشان داد. همچنين آنها دريافتند كه حضور مديران غيرموظف عملكرد شركت را بهبود ميبخشد و بين نقش دوگانه مديرعامل و عملكرد شركت رابطهاي وجود ندارد. ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت تخصص مالي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت (۱۹۹۸ (معتقد است، تخصص مالي كميتة حسابرسي منجر به افزايش ۱۱ كميتة بلوريبون در سال ۲۰۰۲ هيئتمديرة شركتها را ملزم به ايجاد ۱۲ اثربخشي آن ميشود. قانون ساكس ۱۳۵ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت كميتة حسابرسي از بين مديران مستقل و گنجاندن حداقل يك كارشناس مالي در آن كرده است (عبداالله و همكاران ، ۲۰۱۴ :۴ .(در ايران نيز بر اساس منشور كميتة حسابرسي، اكثريت ۱۳ اعضاي كميته بايستي داراي تخصص مالي باشند (سازمان بورس و اوراق بهادار، ۱۳۹۱ .( نظارت مؤثر كميتة حسابرسي ايجاب ميكند كه اعضاي آن براي ارزيابي مستقل موضوعاتي كه به هاآن ارائه ميشود، تخصص كافي در حسابداري و حسابرسي داشته باشند (بيزلي و ، ۲۰۰۱؛ ديويدسن و همكاران ۱۴ سالتريو ۱۵ ، ۲۰۰۴ .(دزورت و سالتريو (۲۰۰۱ (استدلال مي- كنند كه تخصص مالي كميتة حسابرسي احتمال شناسايي تحريفهاي بااهميت را افزايش مي- دهد (آمر و همكاران، ۲۰۱۴ :۳ .( يافتههاي پژوهش ابوت و همكاران (۲۰۰۲ :۲ (حاكي از آن است كه عدم حضور اعضاء ۱۶ متخصص در كميتة حسابرسي ارتباط معناداري با افزايش اشتباه وتقلب در صورتهاي مالي (۲۰۰۲ :۱۳۹ -۱۴۰ (و جيمي و ميكل ۱۷ دارد. مكدنيل و همكاران ۱۸ كه دريافتند) ۲۲۱ :۲۰۱۳) تخصص مالي كميتة حسابرسي با كيفيت گزارشگري مالي رابطه مثبت و معناداري دارد. به طور (۲۰۰۷ :۷ (نشان داد كه تخصص مالي كميتة حسابرسي با افزايش كيفيت سود در ۱۹ مشابه، شين (۲۰۱۰ :۲۰۸ (نشان از آن دارد كه مديران ۲۰ ارتباط است. نتايج پژوهش مصطفي و يوسف مستقل و داراي تخصص مالي ميتوانند سوءاستفاده از داراييهاي شركت را بهطور موثري (۲۰۱۴ :۲۸۳ (به اين نتيجه رسيدند كه تخصص مالي كميتة ۲۱ كاهش دهند. آبرناتي و همكاران حسابرسي باعث بهبود بهموقع بودن گزارشگري مالي ميشود. يافتههاي پژوهش ديويدسن و همكاران (۲۰۰۴ :۲۷۹ (رابطه مثبت و معناداري را بين تخصص مالي كميتة حسابرسي و ۲۲ عملكرد شركت نشان داد. اين رابطه در پژوهشهاي بعدي نيز تأييد شده است (مير و سعاد ، بايوعزيز ؛۵۵ :۲۰۰۸ ۲۳ ، ۲۰۱۲ :۵۷؛ عبداالله و همكاران، ۲۰۱۴ :۱؛ آمر و همكاران، ۲۰۱۴ : ، ۲۰۱۴ :۱ .(با توجه به ادبيات گفتهشده در اين قسمت، فرضية اول ۲۴ ۱۵؛ استفان و همكاران پژوهش به شرح ذيل ميباشد: فرضية اول: بين تخصص مالي اعضاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد . استقلال كميتة حسابرسي و عملكرد شركت جميسن و كلياُ (۱۹۸۳ :۵۱۵ (معتقدند ةكميت حسابرسي كه تمامي اعضاي آن را مديران ۲۵ مستقل تشكيل مي لفهؤم د،ده حياتي حاكميت شركتي به حساب ميآيد. كميتة (۱۹۹۲ (در گزارشي تأكيد ميكند كه كميتة حسابرسي بايد از مديران غيراجرايي ۲۶ كادبري (مستقل) تشكيل شود تا در تصميمگيريهاي مهم بتواند بهطور مستقل اظهارنظر نمايد. همچنين، مديران مستقل جهت اطمينان از تصميمهاي مديران اجرايي در جهت منافع سهامداران ، ۱۹۸۸؛ وِير و لاينگ ۲۷ تلاش ميكنند (ويسباچ ۲۸ ، ۲۰۰۱ ،به نقل از عبداالله و همكاران، ۲۰۱۴ : مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۳۶ ۲ .(كميسيون بورس و اوراق بهادار آمريكا بر اين موضوع تاكيد ميكند كه “بهتر است هيچ كميتة حسابرسي وجود نداشته باشد تا اينكه تمامي اعضاي كميته را مديران اجرايي تشكيل دهند، زيرا آنها تصوير درستي از وضعيت مالي شركت ارائه نميدهند” (بنسال و شارما، .( ۱۰۴ :۲۰۱۶ كلين ( ۲۰۰۲ (استدلال ميكند اعضاي كميتة حسابرسي بايد مستقل باشد تا بتواند از منازعات بين مديران و حسابرسان مستقل جلوگيري كند. استقلال كميتة حسابرسي در جهت اطمينان حاصل كردن از يكپارچگي فرايند گزارشگري مالي نقش قابل توجهي ايفا ميكند، زيرا امكان دارد مديريت در جهت منافع شخصي خود اطلاعات حسابداري را دستكاري نمايد. بنابراين كميتة حسابرسي مستقل ميتواند از درستي و منصفانهبودن صورتهاي مالي اطمينان ، ۲۰۱۱ :۱۳۱-۱۳۲ .( ۲۹ حاصل كند (جفري و همكاران ابوت و پاركر (۲۰۰۰ :۶۶-۶۷ (اذعان ميكنند كه استقلال كميتة حسابرسي با كاهش تحريف صورتهاي مالي در ارتباط است. ابوت و همكاران ( ۲۰۰۲ :۲ (دريافتند كه استقلال كميت ة حسابرسي با مديريت سود رابطه منفي و معناداري دارد. يافتههاي پژوهش جكسون و (۲۰۰۹ :۵۷ (حاكي از آن است كه استقلال كميتة حسابرسي با احتمال گزارشگري ۳۰ همكاران (۲۰۱۰ :۶۴۷-۶۴۸ (معتقدند كه استقلال ۳۱ مالي متقلبانه رابطه معكوسي دارد . امير و همكاران ةكميت حسابرسي به كاهش تقلبهاي مالي در يك شركت و در نتيجه افزايش عمكرد مالي شركت كمك ميكند. (۲۰۱۴ :۱۵۱ ( به اين نتيجه رسيدند كه كميت ة حسابرسي مستقل، موجب ۳۲ آرسلن و همكاران افزايش عملكرد شركت ميشود. يافتههاي بنسال و شارما (۲۰۱۶ :۱۰۳ (نيز حاكي از رابطه مثبت بين استقلال كميتة حسابرسي و عملكرد شركت است. تأثير مثبت استقلال كميتة (۲۰۰۸ :۷۴۰ ،(دي ۳۳ حسابرسي بر عملكرد شركت در پژوهشهاي نچل ۳۴ و) ۱۱۶۹ :۲۰۰۸) عبداالله و همكاران (۲۰۱۴ :۱ (نيز قابل مشاهده است. در مقابل يافتههاي پژوهش دار و (۲۰۱۱ :۹ (رابطه منفي را بين استقلال كميتة حسابرسي و عملكرد شركت نشان داد. ۳۵ همكاران بر اين اساس، فرضية دوم پژوهش به شرح ذيل مطرح ميگردد: فرضية دوم: بين استقلال كميتة حسابرسي و عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد . اندازة كميته حسابرسي و عملكرد شركت كميتة بلوريبون (۱۹۹۹ (تأكيد ميكند كه كميتة حسابرسي بايد حداقل با سه عضو تشكيل شود ( ۱۹۹۴ (معتقدند كه تركيب اعضاي كميتة ۳۶) آمر و همكاران، ۲۰۱۴ :۴ .(منون و ويليامز حسابرسي، يكي از شاخصهاي داشتن كميتهاي مؤثر و كارآمد است. طرفداران تئوري ، ۱۹۹۹؛ هيلمن و دالزيل ۳۸) كولير و گرگوري ۳۷ نمايندگي ، ۲۰۰۳ (استدلال ميكنند كه كميتة ۳۹ حسابرسي بزرگتر باعث از بين رفتن توابع كنترل و نظارت و در نتيجه كاهش عملكرد شركت ۱۳۷ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت ميشود (سولتانا و همكاران ۴۰ وفيس). ۶۱ :۲۰۱۴ ، (۱۹۹۹ :۱۲۵ -۱۲۷ (نيز به اين نتيجه ۴۱ رسيد كه كميتة حسابرسي بزرگتر اثر منفي بر عملكرد شركت ميگذارد. در مقابل طرفداران تئوري وابستگي منابع تأكيد ميكنند كه كميتة حسابرسي بزرگتر ميتواند موثر واقع شود. براي اين منظور، كميتهها ميتوانند افرادي را با تخصصهاي گوناگون جهت ، ۲۰۰۴ .(۴۲ كنترل قويتر اجراي رويههاي حسابداري استخدام كنند (چوي و همكاران (۲۰۰۱ (معتقدند كه افزايش در اندازة كميتة حسابرسي سبب بالارفتن ۴۳ راقناندان و همكاران تعداد جلسات آن ميشود و درنتيجه نظارت و عملكرد مؤثرتري را در پي دارد (عبداالله و و همكاران (۲۰۱۰ :۲۰۴-۲۰۷ (و عبداالله ۴۴ همكاران، ۲۰۱۴ :۵ .(يافتههاي پژوهشهاي ردي و همكاران (۲۰۱۴ :۱ (نيز حاكي از آن است كه بين اندازة كميتة حسابرسي و عملكرد شركت (۲۰۰۷ :۵۳۸ (و متاري و همكاران ۴۵ رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. وي ۴۶ ۹۸ ( :۲۰۱۴ ) نيز رابطه معناداري بين اندازة هيئتمديره و كميتة حسابرسي با عملكرد شركت مشاهده نكردند. با توجه به توضيحات ارائهشده، فرضية سوم پژوهش به صورت زير بيان ميگردد: فرضية سوم: بين اندازه كميتة حسابرسي و عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري وجود دارد . ۳ -روش شناسي پژوهش هدف پژوهش حاضر كاربردي بوده و با توجه به ماهيت موضوع، توصيفي از نوع همبستگي و پس رويدادي ميباشد. در اين نوع پژوهشها هدف، بررسي رابطه بين متغيرهاست و دادهها از محيطي كه به گونهاي طبيعي وجود داشتهاند و يا از وقايع گذشته و بدون دخالت پژوهشگر رخ دادهاند، جمعآوري و تجزيه و تحليل ميشوند. جامعة آماري و روش نمونهگيري جامعة آماري پژوهش حاضر شركتهاي پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طي سال- هاي ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ مي باشد. براي تخمين مدل پژوهش، شركتهايي كه داراي شرايط ذيل بوده، جزء نمونه آماري لحاظ شده و آن دسته از شركتهايي كه داراي اين شرايط نبوده از نمونه آماري حذف شدهاند. شرايط مذكور به شرح زير مي باشد: كميتة حسابرسي را طبق دستورالعمل كنترل داخلي بورس اوراق بهادار تهران (۱۳۹۱ (تشكيل داده باشند . ۲ (قبل از سال ۱۳۹۱ در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشند . ۳( اطلاعات آنها در دسترس باشد . ۴ (جزء بانك ها، بيمه و سرمايهگذاري و واسطهگري مالي نباشد . ۵ (دورة مالي آنها منتهي به پايان اسفند باشد. ۶ (طي سالهاي ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ ،تغيير فعاليت يا تغيير سال مالي نداشته باشند. ۱۳۹ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت ACEXP) تخصص مالي كميتة حسابرسي): برابر است با درصد اعضاي داراي تخصص مالي در كميتة حسابرسي. بند شش ماده ۱ منشور كميتة حسابرسي، تخصص مالي اعضا را مدرك دانشگاهي يا مدرك حرفهاي داخلي يا معتبر بينالمللي در امور مالي (حسابداري، حسابرسي، مديريت مالي، اقتصاد، ساير رشتههاي مديريت با گرايش مالي يا اقتصادي) همراه با توانايي تجزيهوتحليل صورتها و گزارشهاي مالي و كنترلهاي داخلي حاكم بر گزارشگري مالي، تعريف كرده است (سازمان بورس اوراق بهادار تهران، ۱۳۹۱(. ACIND) استقلال كميتة حسابرسي): برابر است با درصد اعضاي مستقل در كميتة حسابرسي. عضو مستقل بر اساس بند يك ماده ۱ منشور كميتة حسابرسي، عضوي فاقد هرگونه رابطه يا منافع مستقيم يا غيرمستقيم كه بر تصميمگيري مستقل وي اثرگذار باشد، موجب جانبداري وي از منافع فرد يا گروه خاصي از سهامداران يا ساير ذينفعان شود يا سبب عدم رعايت منافع يكسان سهامداران گردد، تعريفشده است (سازمان بورس اوراق بهادار تهران، ۱۳۹۱٫( ACSIZE) اندازه كميتة حسابرسي): برابر است با تعداد اعضاي حاضر در كميتة حسابرسي. كميتة حسابرسي طبق بند ۱ ماده ۵ منشور كميته از سه تا پنج عضو با انتخاب و انتصاب هيئتمديره تشكيل ميگردد (سازمان بورس اوراق بهادار تهران، ۱۳۹۱٫( متغيرهاي كنترلي LNASSET) اندازه شركت): برابر است لگاريتم طبيعي ارزش دفتري مجموع دارايي هاي شركت. LEVERAGE) اهرم مالي شركت): برابر است مجموع بدهيهاي شركت تقسيم بر داراييهاي شركت. GROWTH) رشد شركت): برابر است با تغيير در فروش شركت نسبت به ابتداي دوره، تقسيم بر فروش ابتداي دوره. ۴ -يافتههاي پژوهش آمار توصيفي آمار توصيفي متغيرهاي به كاربرده شده در اين پژوهش در جدول ۱ قابل مشاهده است. از آنجا كه شركتها در هر دو الگوي پژوهش يكسان است، متغيرها بر حسب مدل تفكيك نشدند. به منظور بررسي نرمال بودن متغيرهاي پژوهش از آزمون جاركو- راب استفاده شد. از آنجا كه مقدار معناداري آزمون براي تمامي متغيرها كمتر از ميزان ۵ درصد بود، ميتوان گفت متغيرها از مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۴۰ توزيع نرمال پيروي نميكنند. ولي بر اساس قضية حد مركزي، ضرايب در دادههاي با تعداد ، ۲۰۱۱ .( ۴۸ مشاهدات بالا نرمال محسوب ميشوند، هرچند توزيع اجزا نرمال نباشد ( گرين جدول (۱ :(آمار توصيفي متغيير ميانگين ميانه انحراف معيار بيشينه كمينه چولگي كشيدگي نرماليتي (جاركو- برا) ۰/۰۰۰۰ ۹/۶۹۴ ۲/۱۷۳ ۰/۲۸۵ ۵/۷۲۹ ۰/۷۶۸ ۱/۳۳۸ ۱/۶۰۳ توبين Q 0/0005 3/432 0/501 -0/23 0/674 0/148 0/162 0/183 دارايي بازده ۰/۰۰۰۰ ۲/۴۹۵ -۰/۸۵ ۰/۳۳ ۱ ۰/۱۷۴ ۱ ۰/۸۷۰ حسابرسي كميتة مالي تخصص ۰/۰۰۰۰ ۳/۴۱۲ ۱/۴۶۸ ۰/۵۰ ۱ ۰/۱۳۲ ۰/۶۷ ۰/۷۲۷ حسابرسي كميتة استقلال ۰/۰۰۰۰ ۹/۳۰۷ ۲/۸۷۱ ۳ ۵ ۰/۵۶۶ ۳ ۳/۱۷۹ حسابرسي كميتة اندازة ۰/۰۰۰۰ ۳/۷۷۵ ۰/۸۰۱ ۱۰/۶۷ ۱۸/۵۳ ۱/۴۱۱ ۱۴/۰۴ ۱۴/۲۹۳ شركت اندازه ۰/۰۰۰۰ ۴/۸۸۵ ۰/۳۹۸ ۰/۰۱۲ ۱/۵۶۵ ۰/۲۲۷ ۰/۵۵۱ ۰/۵۴۴ شركت مالي اهرم ۰/۰۰۰۰ ۱۱/۸۲۳ ۱/۸۱۴ -۰/۵۷ ۲/۷۳۳ ۰/۳۸۱ ۰/۲۲۲ ۰/۲۷۰ شركت فروش رشد با توجه به نتايج جدول ( ۱ (به طور ميانگين نسبت Q توبين ۶۰۳ /۱ و بازده دارايي ۱۸۳ /مي ۰ باشد. ميانگين درصد اعضاي داراي تخصص مالي در كميتة حسابرسي ۸۷۰ /۰ است. اين نتيجه نشان ميدهد كه اكثريت كميته هاي حسابرسي حداقل از دو متخصص مالي بهره ميبرند. تقريبأ ۷۲ درصد از اعضاي كميتة حسابرسي در شركتهاي نمونه مستقل بوده و اندازه كميته حسابرسي بهطور ميانگين ۱۷۵ /مي ۳ باشد. اين نتيجه نيز حاكي از آن است كه استقلال كميته طبق منشور كميتة حسابرسي رعايت شده و اكثريت كميتههاي حسابرسي نيز از ۳ نفر تشكيل شدهاند. همچنين، اندازه شركت نيز بهطور ميانگين ۲۹۳ /۱۴ بوده و اهرم مالي و رشد فروش شركت نيز به ترتيب و بهطور ميانگين ۵۴۴ /و ۰ ۲۷۰ /مي ۰ باشند. ارتباط بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد مبتني بر Q توبين در اين پژوهش براي آنكه بتوان مشخص نمود كه استفاده از روش دادههاي پانل در برآورد مدل موردنظر كارآمد خواهد بود يا خير، از آزمون F ليمير و در صورت استفاده از روش داده- هاي پانل، بهمنظور اينكه مشخص گردد كدام روش (اثرات ثابت و يا اثرات تصادفي) جهت استفاده ميشود. به دليل اينكه روش دادههاي ۴۹ برآورد مناسبتر است از آزمون هاسمن تابلويي، تركيبي از دادههاي سري زماني و دادههاي مقطعي ميباشد، مشكلات مربوط به وجود خودهمبستگي و ناهمساني واريانس در مدل پيش ميآيد (توكلي، ۱۳۷۸ :۴۱۴ .(بنابراين، براي ۱۴۱ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت و براي بررسي شرط عدم ۵۰ بررسي شرط عدم ناهمساني واريانس از آزمون والد تعديل شده استفاده ميگردد. نتايج حاصل از اين آزمونها در ۵۱ خودهمبستگي سريالي از آزمون وولدريج جدول ۲ ارائهشده است. جدول (۲ :(نتايج آزمون F ليمر، هاسمن، والد تعديلشده و وولدريج آزمون تعداد مقدار آماره درجه آزادي مقدار احتمال ۰/۰۰۰ ۱۳۱ ، ۱۶۳ ۳/۵۸ ۳۰۱ ليمر F 0/000 6 27/03 301 هاسمن ۰/۰۰۰ ۱۳۲ ۲۲۸۳۸/۶۰ ۳۰۱ شده تعديل والد ۰/۰۲۳ ۱ ، ۵۰ ۵/۴۸۰ ۳۰۱ وولدريج با توجه به نتايج جدول ( )،۲ مشاهده ميشود كه احتمال آماره F كمتر از ۵ درصد ميباشد. بنابراين مدل رگرسيوني با روش پانلي برازش ميشود. نتيجه آزمون هاسمن نيز حاكي از آن است كه فرضيه صفر اين آزمون رد شده و روش برآورد پارامترهاي مدل روش پانلي با اثرات ثابت است. با توجه به اينكه مقدار احتمال آزمون والد تعديل شده كمتر از ۵ درصد ميباشد، لذا فرضيه صفر اين آزمون مبني بر عدم وجود ناهمساني واريانس بين اجزي اخلال مدل رد شده و در نتيجه جملات خطا داراي ناهمساني واريانس هستند. همچنين نتيجه آزمون وولدريج نشان ميدهد كه جملات خطا داراي خودهمبستگي سريالي هستند. بنابراين براي رفع مشكل ناهمساني واريانس و خودهمبستگي سريالي و جهت تخمين مناسبتر پارامترهاي مدل از نهايي مدل استفاده ميشود. در جدول (۳ (نتايج حاصل از برازش ۵٢ در برازش روش GLS نهايي مدل اول پژوهش آمده است. جدول (۳ :(نتايج آزمون مدل اول پژوهش TobinsQit = β۰ + β۱ACEXPit + β۲ACINDit + β۳ACSIZEit + β۴LNASSETit + β۵LEVERAGEit + β۶GROWTHit + εit متغيير ضريب آماره z احتمال z 0/000 8/27 4/134 مبدا از عرض ۰/۰۰۰ ۵/۱۰ ۰/۲۹۶ حسابرسي كميتة مالي تخصص ۰/۱۶۲ -۱/۴۰ -۰/۱۷۵ حسابرسي كميتة استقلال ۰/۴۸۸ ۰/۶۹ ۰/۰۴۰ حسابرسي كميتة اندازه ۰/۰۰۰ -۷/۵۸ -۰/۲۱۳ شركت اندازه ۰/۴۸۲ ۰/۷۰ ۰/۰۹۲ شركت مالي اهرم مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۴۲ ۰/۲۳۷ ۱/۱۸ ۰/۰۲۴ شركت رشد ۸۲/۱۵ wald خيدو آماره ۰/۰۰۰ wald آماره احتمال سطح معناداري آماره والد در سطح خطاي ۱ درصد، نشان مي دهد كه مدل پژوهش معنادار بوده و بهطور مناسب برازش شده است. در ادامه و با بررسي متغيرهاي مستقل پژوهش، يافته- ها حاكي از رابطه مثبت و معنادار بين تخصص مالي اعضاي كميتة حسابرسي و معيار Q توبين است. بنابراين فرضية اول پژوهش با توجه به اين معيار و در سطح خطاي ۱ درصد پذيرفته ميشود. اين نتيجه نقش تخصص مالي را بهعنوان يك ويژگي مهم در اثربخشي كميتة حسابرسي تأييد ميكند. در ارتباط با استقلال كميتة حسابرسي، نتايج رابطه معناداري را با معيار Q توبين نشان نميدهد. درنتيجه فرضية دوم پژوهش با استفاده از معيار Q توبين رد مي- گردد. در ادامه و با بررسي فرضية سوم پژوهش مشاهده ميشود كه بين اندازه كميتة حسابرسي و معيار Q توبين رابطه معناداري وجود ندارد و فرضية سوم پژوهش مورد تأييد قرار نميگيرد. به بيان ديگر ميتوان گفت كه استقلال و اندازه كميتة حسابرسي در شركتهاي موجود، تأثيري بر عملكرد محاسبهشده با معيار Q توبين ندارند. در ارتباط با متغيرهاي كنترلي، نتايج جدول (۳ (نشان ميدهد كه بين اندازه شركت و معيار Q توبين رابطه منفي و معنادار و بين اهرم و رشد شركت با معيار Q توبين رابطه معناداري وجود ندارد. ارتباط بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد مبتني بر بازده داراييها در اين مدل نيز آزمونهاي آماري جهت انتخاب روش مناسب جهت برازش، مشابه با مدل ( ) ۱ صورت پذيرفته است. نتايج حاصل از اين آزمونها در جدول ۴ ارائه شده است. جدول (۴ :(نتايج حاصل از آزمون F ليمر، هاسمن، والد تعديلشده و وولدريج آزمون تعداد مقدار آماره درجه آزادي مقدار احتمال ۰/۰۰۰ ۱۳۱ ، ۱۶۳ ۴/۸۹ ۳۰۱ ليمر F 0/000 6 26/51 301 هاسمن ۰/۰۰۰ ۱۳۲ ۱,۹e+31 301 تعديلشده والد ۰/۰۰۰ ۱ ، ۵۰ ۱۹/۶۷۹ ۳۰۱ وولدريج با توجه به نتايج جدول (۴ (و مشابه با مدل اول پژوهش روش برآورد پارامترهاي مدل، روش پانلي با اثرات ثابت است. همچنين نتايج آزمون والد تعديلشده و وولدريج وجود ناهمساني واريانس و خودهمبستگي سريالي را بين اجزاي اخلال مدل تأييد ميكند. بنابراين براي رفع ۱۴۳ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت مشكل ناهمساني واريانس خودهمبستگي سريالي و جهت تخمين مناسبتر پارامترها از روش GLS در برازش نهايي مدل استفاده ميشود. در جدول (۵ (نتايج حاصل از برازش نهايي مدل دوم پژوهش آمده است. جدول (۵ :(نتايج آزمون مدل دوم پژوهش ROAit = β۰ + β۱ACEXPit + β۲ACINDit + β۳ACSIZEit + β۴LNASSETit + β۵LEVERAGEit + β۶GROWTHit + εit متغيير ضريب آماره z احتمال z 0/000 7/32 0/699 مبدا از عرض ۰/۰۰۰ ۱۰/۲۰ ۰/۰۶۷ حسابرسي كميتة مالي تخصص ۰/۰۵۱ ۱/۹۵ ۰/۱۰۸ حسابرسي كميتة استقلال ۰/۲۰۲ -۱/۲۸ -۰/۰۱۸ حسابرسي كميتة اندازه ۰/۰۰۰ -۶/۹۱ -۰/۰۳۲ شركت اندازه ۰/۰۰۰ -۸/۵۸ -۰/۲۰۹ شركت مالي اهرم ۰/۰۰۰ ۲۴/۹۳ ۰/۰۷۷ شركت رشد ۱۶۵۰/۶۰ wald خيدو آماره ۰/۰۰۰ wald آماره احتمال با توجه به نتايج جدول (۵ ،(مشاهده ميشود كه آماره والد در سطح خطاي ۱ درصد معنادار است. بنابراين ميتوان گفت كه مدل دوم پژوهش نيز بهطور مناسب برازش شده است. در ادامه و با بررسي متغيرهاي مستقل پژوهش، نتايج حاكي از آن است كه بين تخصص مالي اعضاي كميتة حسابرسي و بازده داراييها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. بنابراين فرضية اول پژوهش با توجه به اين معيار نيز پذيرفته ميشود و اثربخشي تخصص مالي كميتة حسابرسي را نشان ميدهد. در ادامه يافتهها نشان ميدهد كه بين استقلال كميتة حسابرسي و بازده داراييها رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. در نتيجه فرضية دوم پژوهش با استفاده از معيار بازده داراييها پذيرفته ميشود. اين نتيجه بيانگر آن است كه اگر اعضاي كميتة حسابرسي از افراد بيرون سازمان يا بهعبارتي از لايه بيروني شركت انتخاب شوند، اثربخشي آن افزايش مييابد. در ادامه و با بررسي فرضية سوم پژوهش، يافتهها رابطه معناداري را بين اندازه كميتة حسابرسي و بازده داراييها نشان نميدهد و فرضية سوم پژوهش با استفاده از معيار بازده داراييها نيز رد ميشود. در ارتباط با متغيرهاي كنترلي، نتايج جدول (۵ (نشان ميدهد كه بين مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۴۴ اندازه و اهرم مالي شركت با بازده داراييها رابطه منفي و معنادار و در مقابل بين رشد فروش شركت و بازده دارايي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. ۵ -نتيجهگيري و پيشنهادها كميتة حسابرسي بخشي مهمي از نظام حاكميت شركتي محسوب ميشود و از وظايف اصلي آن نظارت بر فرايند گزارشگري مالي و بهبود عملكرد شركت است. در اين پژوهش به بررسي ارتباط بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركتهاي پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. ويژگيهاي كميتة حسابرسي شامل تخصص مالي، استقلال و اندازه بود و از معيار Q توبين و بازده داراييها براي ارزيابي عملكرد شركت استفاده گرديد. براي آزمون فرضيهها، دادههاي پژوهش با استفاده از سايت اطلاع رساني بورس اوراق بهادار تهران و نرم افزار رهآوردنوين براي سالهاي ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ جمعآوري شد. نتايج حاكي از ارتباط مثبت و معناداري بين تخصص مالي كميتة حسابرسي با عملكرد شركت (معيار Q توبين و بازده داراييها) و استقلال كميتة حسابرسي با عملكرد شركت (بازده داراييها) بود. ولي بين استقلال كميتة حسابرسي با عملكرد شركت ( Q توبين) و اندازة كميتة حسابرسي با عملكرد شركت (معيار Q توبين و بازده داراييها) رابطه معناداري مشاهده نگرديد. نتايج اين پژوهش مشابه با پژوهشهاي ديويدسون و همكاران (۲۰۰۴ ،(مير وسعاد (۲۰۰۸ ،(بايوعزيز (۲۰۱۱ ،(آمر و همكاران (۲۰۱۴ ،(استفان و همكاران (۲۰۱۴ ،(بين تخصص مالي كميتة حسابرسي با عملكرد شركت رابطه مثبت و معناداري نشان داد. همچنين مخالف با نتايج دار و همكاران (۲۰۱۱ (و موافق با يافتههاي نچل (۲۰۰۸(؛ دي (۲۰۰۸ (و عبداالله و همكاران (۲۰۱۴ (رابطه مثبت و معناداري بين استقلال كميتة حسابرسي و عملكرد شركت (بازده داراييها) مشاهده گرديد. در ادامه يافتهها، مخالف با ردي و همكاران (۲۰۱۰ ،( متاري و همكاران (۲۰۱۴ (و موافق با وي (۲۰۰۷ (رابطه معناداري بين اندازة كميتة حسابرسي و عملكرد شركت نشان نداد. با توجه به اينكه تشكيل و استفاده از خدمات كميتة حسابرسي در ايران در آغاز راه خود قرار دارد، ميتوان انتظار داشت كه كميتههاي حسابرسي در شركتها به ثبات خاصي نرسيده و اثربخشي آنها در پارهاي از ابهام قرار داشته باشد. ولي با توجه به يافتههاي پژوهش ميتوان اذعان كرد كه وجود افراد با تخصص مالي و مستقل در كميتة حسابرسي منجر به اثربخشي بيشتر آن و در نهايت به افزايش عملكرد شركت ختم ميشود. بنابراين به هيئتمديره و سهامداران شركت پيشنهاد ميگردد تا در كميتة حسابرسي از افراد متخصص و مستقل استفاده كنند تا علاوه بر اثربخش بودن بيشتر آن، عملكرد شركت را افزايش دهند. در ارتباط با پژوهشهاي آتي نيز پيشنهاد ميگردد كه پژوهش در زمينه اثربخشي كميتة حسابرسي و ۱۴۵ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت ارتباط آن با متغيرهاي خاص شركتي از قبيل؛ ارزش شركت و يا هزينههاي نمايندگي انجام شود. از محدوديتهاي پژوهش نيز ميتوان به عدم افشاي تعداد جلسات كميتة حسابرسي به- عنوان يك متغير مهم در اثربخشي كميتة حسابرسي اشاره كرد. همچنين با توجه به دستورالعمل كنترلهاي داخلي سازمان بورس و اوراق بهادار (۱۳۹۱ (شركتهاي پذيرفتهشده در بورس بايد كميتة حسابرسي را تشكيل و اطلاعات آن را منتشر كنند. اما تا محدوده زماني انجام پژوهش بسياري از شركتها اقدام به تشكيل كميتة حسابرسي يا افشاي اطلاعات آن در سايت كدال نكردهاند و به همين جهت محققين در انتخاب نمونه آماري پژوهش دچار محدوديت شدند. يادداشتها ۱٫Bansal & Sharma 2. Irwin 3. Zahra & Pearce 4. Siagian, Sylvia & Siregar 5. Van Den Berghe 6. Lindelof peter 7. Bhardwaj & Rao 8. Amer, Ramli & Zakaria 9. McMullen 10. Conheady, McIlkenny & Kwaku 11. Blue Ribbon Committee 12. Sarbanes-Oxley 13. Abdullah, Qaiser & Ashikur 14. Beasley & Salterio 15. Davidson, Xie & Xu 16. Abbott, Lawrence & Parker 17. McDaniel, Martin & Maines 18. Jaime & Michael 19. Qin 20. Mustafa & Youssef 21. Abernathy, Beyer & Masli 22. Mir & Souad 23. Bouaziz 24. Stephen, Iyoha & Obigbemi 25. Jemison & Oakley 26. Cadbury Committee 27. Weisbach 28. Weir & Laing 29. Jeffrey, Lisa, Genesh & Arnold 30. Jackson, Robinson & Shelton 31. Ameer, Ramli & Zakaria 32. Arslan, Zaman, Malik & Mehmood 33. Khanchel 34. Dey 35. Dar, Naseem, Rehman & Niazi 36. Menon & Williams 37. Agency theory 38. Collier & Gregory 39. Hillman & Dalziel 40. Soltana, Harjinder & Vander 41. Vafeas 42. Choi, Jeon & Park 43. Raghunandan, Read & Rama 44. Reddy, Locke & Scrimgeour 45. Wei 46. Matari, SwidI & Fadzil 47. Aldamen, Keith, Simone & Ray 48. Greene 49. Hausman 50. Modified Wald 51. Wooldridge 52. Generalized Least Squars مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۴۶ كتابنامه ۱ .ارباب سليماني، عباس و نفري، محمود، (۱۳۷۸ ،(اصـول حـسابرسي، تهـران، سازمان حسابرسي. ۲ .اعتمادي، حسين و شفاخيبري، نصيبه، ( ۱۳۹۰ ،(تاثير جريان هاي نقد آزاد بر مديريت سود و نقش كميتة حسابرسي درآن، حسابداري مالي ، ۳ ) ۱۰ :(۱۸-۴۲٫ ۳ .باباجاني، جعفر، بابايي، مسعود، (۱۳۹۰ ،(تأثير استقرار واحد حسابرسي داخلي و تشكيل كميتة حسابرسي در ارتقاي مسئوليت پاسخگويي مالي دانشگاهها مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي، دانش حسابداري ۳ ) ،۴ :(۷-۲۷٫ ۴ .توكلي، اكبر، (۱۳۷۸ ،(اقتصادسنجي كاربردي، اصفهان، انتشارات ماني. ۵ .حساس يگانه، يحيي، رئيسي، زهره، حسيني، سيد مجتبي، (۱۳۸۸ ،(رابطه بين كيفيت حاكميت شركتي و عملكرد شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه علوم مديريت ايران، ۴) ۱۳ :(۷۵-۱۰۰٫ ۶ .رحيميان، نظامالدين، توكلنيا، اسماعيل، (۱۳۹۰ ،(تأثير كميتة حسابرسي بر فعاليتهاي حسابرسي داخلي، فصلنامه حسابدار رسمي ۲ ) ،۱۵ :(۶۸-۷۵٫ ۷ .سازمان بورس اوراق بهادار، (۱۳۹۱ ،(منشور كميتة حسابرسي، تهران. ۸ .سازمان بورس و اوراق بهادار، (۱۳۹۱ ،(دستورالعمل كنترلهاي داخلي ناشران پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران، تهران. ۹ .سليماني، غلامرضا، مقدسي، مينا، (۱۳۹۳ ،(نقش كنترل هاي داخلي، حسابرس داخلي و كميتة حسابرسي در بهبود نظام راهبري ( حاكميت) شركتي، پژوهش حسابداري ۴ ، . ۷۷-۶۳ :(۱۲) ۱۰ .فخاري، حسين، محمدي، جواد، نتاجكردي، محمد حسن، (۱۳۹۴ ،(بررسي اثر ويژگي- هاي كميتة حسابرسي بر مديريت سود، مطالعات تجربي حسابداري مالي، ۱۲ ) ۴۶ 🙁 . ۱۴۶-۱۲۳ ۱۱ .محمدپور، مسعود، شهرابي، شاهرخ، (۱۳۹۳ ،(سازوكاركميتة حسابرسي اثربخش، مجله .۵۷ -۵۰ :(۲۶۵ ) ،۳۰ حسابدار ۱۲ .مرادي، مهدي، رستمي، امين، (۱۳۹۱ ،(ارتباط بين ساز و كارهاي حاكميت شركتي و عملكرد شركت پس از عرضه اوليه: شواهدي از شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه اقتصاد پولي، مالي ۱۹ ) ،۴ :(۱-۲۳٫ ۱۳ .نمازي، محمد، كرماني، احسان، (۱۳۸۷ ،(تأثير ساختار مالكيت بر عملكرد شركتهاي پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، بررسيهاي حسابداري و حسابرسي، ۱۵ . ۱۰۰-۸۳ :(۱۲) ۱۴۷ /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت ۱۴ .وكيليفر حميدرضا، باوندپور ليدا، (۱۳۸۹ ،(تأثير حاكميت شركتي بر عملكرد شركتهاي پذيرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، مجله مطالعات مالي ۳ ) ،۸ 🙁 .۱۴۰-۱۱۹ ۱۵٫Abbott, J. Lawrence; Parker, Susan; Peters, Gray F (2002). Audit committee characteristics and financial misstatement: A study of the efficacy of certain blue ribbon committee recommendations. Working Paper, University of Memphis, Santa Clara University and University of Georgia. 16.Abbott, L. J; Park, Y. (2000). The Effects of Audit Committee Activity and Independence on Corporate Fraud. Managerial Finance 26 (11): 55-68. 17.Abdullah A, M, Qaiser, R.Y, Ashikur, R,. Ananda, W,. Thurai, M, N. (2014). Relationship between Audit Committee characteristics, external auditors and economic value added (EVA) of Public listed firms in Malaysia. Corporate Ownership & Control, V (12), I (1). 18.Abernathy, J. L, Beyer, B, Masli, A, Stefaniak, C. (2014). The association between characteristics of audit committee accounting experts, audit committee chairs, and financial reporting timeliness. Advances in Accounting 30(2): 283-297. 19.Aldamen, H, Keith D, Simone K, Ray M, Stephan N. (2011). Audit committee characteristics and firm performance during the global financial crisis. Accounting and Finance, http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/j.1467- 629X.2011.00447.x/abstract. 20.Ameer, R, Ramli, F, & Zakaria. (2010). A new perspective on board composition and firm performance in an emerging market. Corporate Governance: The international journal of business in society, 10(5): 647-661. 21.Amer, M, Aiman A. R,. & Shehata E, SH. (2014). Audit Committee Characteristics and Firm Performance: Evidence from Egyptian Listed Companies. Proceedings of 6th Annual American Business Research Conference, ISBN: 978-1-922069-52-8. 22.Arslan, M, R Zaman, RK Malik, A Mehmood. (2014). Impact of CEO Duality and Audit Committee on Firm Performance: A Study of Oil & Gas Listed Firms of Pakistan. Research Journal of Finance and Accounting, ISSN: 2222-1697. مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۴۸ ۲۳٫Bansal. N, A, K.Sharma. (2016). Audit committee, corporate governance and firm performance. International Journal of Economics and Finance; Vol. 8, No. 3. 24.Beasley, M. and Salterio, S. (2001). The relationship between board characteristics and voluntary improvements in audit committee composition and experience, Contemporary Accounting Research, vol. 18, no. 4: 539-570. 25.Bhardwaj, M. N, & Rao. (2015). Role of audit committee in corporate governance. International Jornal of Management and Social Science Researh Review, I (10): 61-67. 26.Blue Ribbon Committee (1999), ‘Report and recommendations of the Blue Ribbon Committee on Improving the Effectiveness of Corporate Audit Committees’, The Business Lawyer, vol. 54, no. 2: 1067-1095. 27.Blue Ribbon Panel was set up in late 1998 to give recommendations on the role of audit committee in order to strengthen the monitoring role over the reporting process in the USA. 28.Bouaziz, Z. (2012). The Impact of the Presence of Audit Committees on the Financial Performance of Tunisian Companies, International Journal of Management & Business Studies, 2(4): 57-64. 29.Cadbury, A. (1992). Report on the Committee on the Financial Aspects of Corporate Governance, Gee, London. 30.Choi, J, Jeon, K, Park, J. (2004). The role of audit committees in decreasing earnings management: Korean evidence. International Journal of Accounting, Auditing and Performance Evaluation 1 (1): 37-60. 31.Cohen, J. R., Gaynor, L. M., Krishnamoorthy, G, & Wright, A. M. (2011). The impact on auditor judgments of CEO influence on audit committee independence. Auditing: A Journal of Practice and Theory, 30(4): 129-147. 32.Collier, P., and Gregory, A. (1999). Audit committee activity and agency costs. Journal of Accounting and Public Policy, 18 (4), 311-32. 33.Conheady, B, McIlkenny, P, O, Kwaku K & Pignatel, I. (2015). Board effectiveness and firm performance of Canadian listed firms. The British Accounting Review: 1–۱۴٫ ۳۴٫Dar, L. A., Naseem, M. A., Rehman, R. U, & Niazi, G. S. (2011). Corporate Governance and Firm Performance a Case Study of Pakistan Oil and Gas Companies Listed in Karachi Stock Exchange. Global Journal of Management and Business Research, 11(8): 1-10. 149 /بررسي رابطه بين ويژگيهاي كميتة حسابرسي و عملكرد شركت ۳۵٫Davidson, R., Xie, B., & Xu, W. (2004). Market reaction to voluntary announcements of audit committee appointments: The effect of financial expertise. Journal of Accounting and Public Policy, 23(1): 279-293. 36.Dey, A. (2008). Corporate governance and agency conflicts. Journal of Accounting Research, 46(5): 1143-1181. 37.Dezoort, F. T. & S. Salterio. (2001). The effects of corporate governance experience and audit knowledge on audit committee members’ judgments. Auditing: A Journal ofPractice & Theory 20 (September): 31- 47. 38.Greene, W. (2011). Econometric Analysis. Seventh ED. United states of America: Prentice-hall publication. 39.Hillman, A. J., and Dalziel, T. (2003). Boards of directors and firm performance: Integrating agency and resource dependence perspectives. Academy of Management Review, 28 (3): 383-96. 40.Irwin, T., (2009), “Characteristics of effective audit committees in federal, state and local governments “, The Journal of Government Financial Management: 44-48. 41.Jackson,O, L. a; Robinson, D; Shelton, S. W. (2009). The Association Between Audit Committee Characteristics, the Contracting process and Fraudulent Financial Reporting. American Journal of Business 24(1): 57–۶۶٫ Jaime S., & Michael, S, W. (2013). Bringing Darkness to Light: The Influence of Auditor Quality and Audit Committee Expertise on the Timeliness of Financial Statement Restatement Disclosures. Auditing: A Journal of Practice & Theory, 32(1): 221-244. 42.Jeffrey, R, C, Lisa, M. G, Genesh K, & Arnold, M, W. (2011). The impact on auditor judgments of CEO influence on audit committee independence. Auditing: A Journal of Practice & Theory, 30(4): 129-147. 43.Jemison, D. B., & Oakley, R. A. (1983). Corporate governance in mutual insurance copanies. Jornal Business Research, 11(4): 501-521. 44.Khanchel, I. (2007). Corporate governance: Measurement and determinant analysis. Managerial Auditing Journal, 22(8): 740-760. 45.Klein, A. (2002). Audit committee, board of director characteristics, and earnings management. Journal of Accounting and Economics, 33(2): 375-400. 46.Matari, E, M, SwidI, E, K, Fadzil, F, H, B. (2014). Audit Committee Characteristics and Executive Committee Characteristics and Firm Performance in Oman: Empirical Study, Asian Social Science; Vol. 10, No. 12: 98-113. مجله علمي پژوهشي دانش حسابداري مالي، دوره سوم، شماره ۴ ،پياپي ، ۱۱ زمستان ۱۳۹۵ / ۱۵۰ ۴۷٫McDaniel, L. Martin, R.D. & Maines, L.A. (2002). Evaluating financial reporting quality: the effects of financial expertise vs. Financial Literacy. The Accounting Review, 77: 139-67. 48.Menon, K., & Williams, J. D. (1994). The use of audit committees for monitoring. Journal of Accounting and Public Policy: 13(2). 49.Mir A. E. & Souad S. (2008). Corporate governance and the relationship between EVA and created shareholder value. Corporate Governance, 8(1): 46- 58. 50.Mustafa, S. T; Youssef, N. B. (2010). Audit committee financial expertise and misappropriation of assets. Managerial Auditing Journal 25(3): 208–۲۲۵٫ ۵۱٫Qin, B. (2007). The influence of audit committee financial expertise on earnings quality: US evidence. The Icfai Journal of Audit Practice, 4(3): 7-28. 52.Raghunandan, K., W. Read & D. Rama (2001). Audit committee composition, gray directors, and interaction with internal auditing. Accounting Horizons, 15(2): 105-118. 53.Reddy, K., Locke, S, & Scrimgeour, F. (2010). The efficacy of principlebased corp

با ما در ارتباط باشید