شواهد قابل قبول حسابرسی آزمونهای تشخیص قابلیت قبول شواهد عبارتند از 1- قابلیت اعتماد و 2- این شواهد بهترین شواهد قابل دسترسی از

شواهد حسابرسی

شواهد قابل قبول:

آزمونهای تشخیص قابلیت قبول شواهد عبارتند از 1- قابلیت اعتماد و 2- این شواهد بهترین شواهد قابل دسترسی از فنون مناسب حسابرسی است. شواهد حسابرسی در صورتی قابل اعتماد  است که اگر حسابرسان دیگری می­خواستند از همان محلها و به همان روشها گرداوری کنند با احتمال زیاد به نتایج مشابهی دست می­یافتند و این نتایج در اصل وضعیت موضوع مورد آزمون را نشان دهد. یکی از دلایل توجیهی برای استفاده از روشهای مقداری در حسابرسی قابلیت اعتماد ذاتی آن روشهاست.

آزمون بهترین شواهد قابل دسترسی محدودیتهایی را برای حسابرسان داخلی به وجود می­آورد که این محدودیتها از محدودیتهای جدی عملی ناشی می­شود. اگرچه می­توان همه شواهد موجود را گرداوری کرد اما این کار به ندرت مقرون به صرفه است. زمان و پول دو عامل مهم محدود کننده می­باشند و در بسیاری از موارد هر چه شواهد بیشتری گرداوری شود ارزش  نهایی هر شاهده جدید بطور قابل ملاحظه­ای کاهش می­یابد.

با توجه به مطالب بالا روشهای حسابرسی داخلی به گونه­ای طراحی شده­اند که شواهد حسابرسی با حداکثر صرفه جویی گرداوری شود. برخی از این روشها عبارتند از مصاحبه، محاسبه مجدد یا واگردانی، آزمونهای تفصیلی، مشاهده، پویش یا وارسی، نمونه گیری آماری، تاییدخواهی و روشهای تحلیلی.

حسابرسان داخلی در اعمال این روشهای مختلف حسابرسی باید چنان مهارتی داشته باشند که تشخیص دهند کدام روشها احتمالاً به گرداوری بهترین شواهد قابل دسترسی مینجامد.

برای مثال یک گروه حسابرس داخلی کنترلهای داخلی یک پروژه چند میلیارد ریالی را مورد آزمون قرار داد و در پایان کار چنین نتیجه گیری کرد که کنترلهای داخلی در این پروژه به گونه­ای مناسب اعمال شده است. یک سال بعد پس از این که دشواریهایی پیش آمد که با صرف چند صد میلیون ریال برطرف شد گروه دیگری از  حسابرسان داخلی همان عملیات را رسیدگی کرد. این گروه به نقاط ضعف بیشماری پی برد که از سالهای گذشته در سیستم کنترل داخلی وجود داشت. رییس حسابرسی داخلی پس از پی جویی این موضوع که چرا این ضعفها کشف نشده بود به این نتیجه رسید که گروه اول آزمونهای تفصیلی کافی انجام نداده است. این گروه اساساً به پرس و جو و مشاهده بسنده کرد و موارد سوال برانگیز حاصل از اجرای این روشهای مقدماتی را نیز پیگیری نکرده است در نتیجه شواهد گرداوری شده نه قابل قبول بوده است نه از نوع بهترین شواهد قابل دسترسی.

شواهد مربوط: استاندارد ویژه شماره 420 مقرر می­دارد که حسابرسان داخلی باید شواهدی را گرداوری کنند که پشتوانه یافته­ها و پیشنهادهای حسابرسی و با هدفهای حسابرسی هماهنگ باشد.

عملیات قسمت مورد رسیدگی تقریباً همیشه چنان جذاب است که حسابرسان معمولاً می­توانند مواردی را برای رسیدگی پیدا کنند که به مراتب بیشتر از برنامه حسابرسی است. بیشتر حسابرسان، به ویژه حسابرسان کم تجربه، مشتاق یافتن پاسخ برای این گونه پرسشهای اضافی می­باشند که گاه به قیمت انجام نشدن بخش یا بخشهایی از برنامه حسابرسی تمام می­شود. حسابرسان داخلی باید برای گرداوری شواهدی برنامه­ریزی کنند که برای دستیابی به هدفهای حسابرسی، لازم است و از انجام کارهای اضافی برای گرداوری اطلاعات غیرضروری و بی مورد بپرهیزند.

اگرچه مطرح کردن یافته­های حاصل از مشاهدات غیررسمی حسابرسان داخلی از موارد خارج از هدفها و دامنه حسابرسی ممکن است منطقی به نظر رسد، اما استانداردهای حسابرسی بر این نکته تاکید دارند که حسابرسان داخلی نباید کوشش زیاد یا زمان حسابرسی را صرف گرداوری چنین اطلاعاتی کنند. حسابرسان داخلی حتی در مواردی که این گونه اطلاعات را با قسمت مورد رسیدگی و مدیریت آن مطرح می­کنند باید آنان را از ماهیت احتمالی و اثبات نشده بودن این گونه اطلاعات، آگاه کنند.

از سوی دیگر، حسابرسان داخی طبق استاندارد ویژه شماره 420 باید درباره همه موارد مربوط به هدفها و دامنه حسابرسی، شواهد لازم را گرداوری کنند. در صورت انجام چنین کاری، حسابرسان داخلی می­توانند از متهم شدن به عدم گرداوری شواهد کافی، بپرهیزند .

قضاوت درباره گرداوری شواهد کافی و نه بیش از اندازه، مستلزم تجربه و مطالعه است. در فصلهای بعدی این کتاب، فنون گوناگونی معرفی می­شود که حسابرسان داخلی را در برقراری توازن مناسب یاری می­کند.

هر شاهده­ای که فکر کنیم می­تواند به ارائه گزارش حسابرسی کمک کند، مربوط محسوب می­شود. این بدان معناست که، همان گونه که پیشتر آمد، شواهد حاصل از سندرسی را (یعنی، کنترل مستندات مربوط به فعالیتها و معاملات گزارش شده) نباید به عنوان پشتوانه کامل بودن ثبتها و مدارک حسابداری تلقی کرد.

شواهد قابل قبول:

آزمونهای تشخیص قابلیت قبول شواهد عبارتند از 1- قابلیت اعتماد و 2- این شواهد بهترین شواهد قابل دسترسی از فنون مناسب حسابرسی است. شواهد حسابرسی در صورتی قابل اعتماد  است که اگر حسابرسان دیگری می­خواستند از همان محلها و به همان روشها گرداوری کنند با احتمال زیاد به نتایج مشابهی دست می­یافتند و این نتایج در اصل وضعیت موضوع مورد آزمون را نشان دهد. یکی از دلایل توجیهی برای استفاده از روشهای مقداری در حسابرسی قابلیت اعتماد ذاتی آن روشهاست.

آزمون بهترین شواهد قابل دسترسی محدودیتهایی را برای حسابرسان داخلی به وجود می­آورد که این محدودیتها از محدودیتهای جدی عملی ناشی می­شود. اگرچه می­توان همه شواهد موجود را گرداوری کرد اما این کار به ندرت مقرون به صرفه است. زمان و پول دو عامل مهم محدود کننده می­باشند و در بسیاری از موارد هر چه شواهد بیشتری گرداوری شود ارزش  نهایی هر شاهده جدید بطور قابل ملاحظه­ای کاهش می­یابد.

با توجه به مطالب بالا روشهای حسابرسی داخلی به گونه­ای طراحی شده­اند که شواهد حسابرسی با حداکثر صرفه جویی گرداوری شود. برخی از این روشها عبارتند از مصاحبه، محاسبه مجدد یا واگردانی، آزمونهای تفصیلی، مشاهده، پویش یا وارسی، نمونه گیری آماری، تاییدخواهی و روشهای تحلیلی.

حسابرسان داخلی در اعمال این روشهای مختلف حسابرسی باید چنان مهارتی داشته باشند که تشخیص دهند کدام روشها احتمالاً به گرداوری بهترین شواهد قابل دسترسی مینجامد.

برای مثال یک گروه حسابرس داخلی کنترلهای داخلی یک پروژه چند میلیارد ریالی را مورد آزمون قرار داد و در پایان کار چنین نتیجه گیری کرد که کنترلهای داخلی در این پروژه به گونه­ای مناسب اعمال شده است. یک سال بعد پس از این که دشواریهایی پیش آمد که با صرف چند صد میلیون ریال برطرف شد گروه دیگری از  حسابرسان داخلی همان عملیات را رسیدگی کرد. این گروه به نقاط ضعف بیشماری پی برد که از سالهای گذشته در سیستم کنترل داخلی وجود داشت. رییس حسابرسی داخلی پس از پی جویی این موضوع که چرا این ضعفها کشف نشده بود به این نتیجه رسید که گروه اول آزمونهای تفصیلی کافی انجام نداده است. این گروه اساساً به پرس و جو و مشاهده بسنده کرد و موارد سوال برانگیز حاصل از اجرای این روشهای مقدماتی را نیز پیگیری نکرده است در نتیجه شواهد گرداوری شده نه قابل قبول بوده است نه از نوع بهترین شواهد قابل دسترسی.

شواهد مربوط: استاندارد ویژه شماره 420 مقرر می­دارد که حسابرسان داخلی باید شواهدی را گرداوری کنند که پشتوانه یافته­ها و پیشنهادهای حسابرسی و با هدفهای حسابرسی هماهنگ باشد.

عملیات قسمت مورد رسیدگی تقریباً همیشه چنان جذاب است که حسابرسان معمولاً می­توانند مواردی را برای رسیدگی پیدا کنند که به مراتب بیشتر از برنامه حسابرسی است. بیشتر حسابرسان، به ویژه حسابرسان کم تجربه، مشتاق یافتن پاسخ برای این گونه پرسشهای اضافی می­باشند که گاه به قیمت انجام نشدن بخش یا بخشهایی از برنامه حسابرسی تمام می­شود. حسابرسان داخلی باید برای گرداوری شواهدی برنامه­ریزی کنند که برای دستیابی به هدفهای حسابرسی، لازم است و از انجام کارهای اضافی برای گرداوری اطلاعات غیرضروری و بی مورد بپرهیزند.

اگرچه مطرح کردن یافته­های حاصل از مشاهدات غیررسمی حسابرسان داخلی از موارد خارج از هدفها و دامنه حسابرسی ممکن است منطقی به نظر رسد، اما استانداردهای حسابرسی بر این نکته تاکید دارند که حسابرسان داخلی نباید کوشش زیاد یا زمان حسابرسی را صرف گرداوری چنین اطلاعاتی کنند. حسابرسان داخلی حتی در مواردی که این گونه اطلاعات را با قسمت مورد رسیدگی و مدیریت آن مطرح می­کنند باید آنان را از ماهیت احتمالی و اثبات نشده بودن این گونه اطلاعات، آگاه کنند.

از سوی دیگر، حسابرسان داخی طبق استاندارد ویژه شماره 420 باید درباره همه موارد مربوط به هدفها و دامنه حسابرسی، شواهد لازم را گرداوری کنند. در صورت انجام چنین کاری، حسابرسان داخلی می­توانند از متهم شدن به عدم گرداوری شواهد کافی، بپرهیزند .

قضاوت درباره گرداوری شواهد کافی و نه بیش از اندازه، مستلزم تجربه و مطالعه است. در فصلهای بعدی این کتاب، فنون گوناگونی معرفی می­شود که حسابرسان داخلی را در برقراری توازن مناسب یاری می­کند.

هر شاهده­ای که فکر کنیم می­تواند به ارائه گزارش حسابرسی کمک کند، مربوط محسوب می­شود. این بدان معناست که، همان گونه که پیشتر آمد، شواهد حاصل از سندرسی را (یعنی، کنترل مستندات مربوط به فعالیتها و معاملات گزارش شده) نباید به عنوان پشتوانه کامل بودن ثبتها و مدارک حسابداری تلقی کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...