یکی از راه­های کسب بینش از فعالیت­هایی که می­تواند مورد حسابرسی قرار گیرد

گزارش حسابرس

یکی از راه­های کسب بینش از فعالیت­هایی که می­تواند مورد حسابرسی قرار گیرد این است که سازمان را براساس موارد زیر نگاه کنیم

  • محل کارخانه و کارگاه­ها، انبارها، داراییها و غیره

  • جمع مبلغ پولی مرتبط با هر محل یا نوع عملیات

  • میزان جزییات یا پیچیدگی عملیات فعالیتها یا فرایندهای گوناگون

  • نیروی انسانی موجود در واحد حسابرسی داخلی

  • میزان توجه مدیریت به عملیات فعالیتها یا فرایندهای گوناگون

  • واحدهای عملیاتی سازمان

  • چرخه­های عملیات

  • مراکز تصمیم گیری

محل. محلهای استقرار در بیشتر موارد و به دلیل وجود فاصله­های طبیعی حسابرسیهای بالقوه را به آسانی مشخص می­کند. چنانچه کارخانه­ها و کارگاه­ها عملیات منطقه­ای، شعبه­ها، عملیات فروش، عاملهای فروش کالای امانی، انبارها و بسیاری از نمونه­های دیگر بر روی نقشه مشخص شوند قسمتهای قابل حسابرسی به روشنی تمیز داده می­شود. همچنین نقشه محل استقرار دفاتر در ساختمان سازمان قسمتهای قابل حسابرسی را بر حسب بخشها و دوایر مشخص می­کند. این استراتژی خیلی ساده شده و بدون در نظر گرفتن دیگر ملاحظات ناکافی است.

جمع مبالغ ریالی. توجه به جمع مبالغ پولی نوعی معیار اهمیت را بدست می­دهد که با آن می­توانیم قسمتهای قابل حسابرسی را مقایسه کنیم. برای مثال فرض کنید که حسابرسان داخلی و مدیریت سازمان چنین تصمیم بگیرند که هر دایره با جمع دارایی یا جریانهای نقدی کمتر از 100 میلیون ریال ارزش آن را ندارد که وقت حسابرسان صرف آن شود.

حال فرض کنید دایره کوچک تعمیرات مسئولیت تعمیر تعداد زیادی از وسایل برقی ساخت سازمان را به عهده داشته باشد که به چندین شرکت مستقر در یک مجتمع فرهنگی – تفریحی نزدیک سازمان فروخته می­شود. جمع داراییهای این دایره ممکن است 25 میلیون ریال و جمع حقوق و دستمزد سالانه آن نیز بیش از 30 میلیون ریال نباشد اما همین دایره عامل اصلی فروشی بیش از 1.500 میلیون ریال به آن شرکتها در سال گذشته بوده است و از این رو نقشی موثر در موفقیت سازمان دارد.

بدینسان حسابرسان احتمالاً این دایره خدماتی را همراه با یک قسمت مورد رسیدگی دیگر چون دایره بازاریابی مورد رسیدگی قرار می­دهند تا جمع مبلغ ریالی آنها به حد لازم برسد. مشکل چنین راه ک ار این است که در بیشتر موارد وظایف نامتجانس به یک گروه حسابرسی اختصاص می­یابد. بدتر از آن این است که این قسمت ممکن است اصلاً مورد رسیدگی قرار نگیرد و خطرهای جدی نیز کشف نشده باقی بماند.

تمرکز صرف بر مبالغ ریالی معمولاً حسابرسان را از رسیدگی به قسمتهایی باز می­دارد که اثری هر چند غیر مستقیم اما عمده بر درآمد و سود دارند. نتیجه این کار حسابرسیهایی است که قسمتهای به نسبت اندکی از سازمان را در بر می­گیرد که می­تواند به کشف نشدن خطرهایی جدی در قسمتهای حسابرسی نشده بیانجامد.

جزییات مورد نیاز و محدودیت زمانی. مقدار جزییات لازم در حسابرسی یک قسمت و تعداد ساعات کاری موجود محدودیتی است برای واحد حسابرسی داخلی که مقدار کاری را که حسابرسان می­توانند در هر دوره زمانی انجام دهند محدود می­کند. بدیهی است که همه کارهای حسابرسی به یک اندازه به جزییات نیاز ندارد. برای مثال حسابرسی مدیریت اعتبارات یک شرکت به مراتب به جزییات بیشتری نیاز دارد تا رسیدگی به معاملات سهام یک شرکت سهامی خاص.

حسابرسان به دلیل محدودیتهای ناشی از ترکیب حجم زیاد جزییات و کمبود نیروی کار حسابرسی اغلب قسمتهای مورد رسیدگی را چنان تعریف و مشخص می­کند که هر کار حسابرسی را بتوانند در مدت زمان معینی به پایان برسانند. این کار نیز معمولاً براساس ساعات کاری براوردی برای انجام دادن حسابرسی صورت می­گیرد.

برای مثال یک کار حسابرسی ممکن است به 400 ساعت زمان برای تکمیل شدن نیاز داشته باشد. این بدان معناست که انتظار می­رود این حسابرسی از مقدمات تا ارائه گزارش نهایی به 400 ساعت کار حسابرسان نیاز دارد. دامنه نیاز زمانی حسابرسیها از 30، 40 ساعت تا چ ندین هزار ساعت گسترده است.

حسابرسان با مشخص کردن قسمتها به گونه­ای که کار حسابرسی آنها را بتوانند  در محدوده معینی از زمان انجام دهند. خواهند توانست قسمتهای

به ندرت می­توان صرف کردن تمام بودجه زمانی حسابرسی را روی تنها یک کار حسابرسی توجیه کرد. تصمیم گیری درباره تخصیص تعداد ساعات بودجه به هر کار حسابرسی به منافع مورد انتظار سازمان از تخصیص ساعات بستگی دارد. مبنای تصمیم گیری توازن بین هزینه حسابرسی (شامل هزینه فرصتهای از دست رفته) و منافع مورد انتظار است.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...