مراکز تصمیم­گیری آخرین استراتژی ممکن برای شناسایی قسمتها برای حسابرسی است.

قانون مالياتهاي مستقيم - ماده 270

مراکز تصمیم ­گیری

مراکز تصمیم­گیری، آخرین استراتژی ممکن برای شناسایی قسمتها برای حسابرسی است. با وجودی که معمولاً بخشهای بزرگ سازمان به عنوان قسمت مورد رسیدگی انتخاب می­شوند، اما مراکز تصمیم­گیری را می­توان به عنوان بخشهای مشخصتر سازمان در نظر گرفت.

معاون مدیر یک قسمت، همراه با کارنان دفترش، یک مرکز تصمیم­گیری اداری است. سرپرست کارگران سازنده یک قطعه اصلی از محصول را نیز می­توان به عنوان یک مرکز تصمیم­گیری پذیرفت.

عامل اصلی در این شیوه شناسایی قسمت­ها برای حسابرسی، اثرگذاری تصمیم است، نه لزوماً چرخه­های عملیاتی یا معاملات یا هر شیوه دیگر تجمیع اجزای یک سازمان. کانون توجه، تصمیم­های اصلی است که آثار عمده­ای بر سازمان دارد.

برای مثال، حسابرسان ممکن است بخواهند چگونگی استخدام مهندس­های طراحی را مورد رسیدگی قرار دهند که با اسرار و اطلاعات حساس سازمان سر و کار دارند. در این گونه موارد، حسابرسان احتمالاً بیشتر به فرایند تصمیم­گیری برای یافتن و استخدام چنین کارکنانی خواهند پرداخت.

اگر همه هشت عامل مورد استفاده برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی را مرور کنیم روشن می­شود که هیچ یک از آنها به تنهایی نمی­تواند استراتژی مطلوب را برای انتخاب قسمتها فراهم کند. بلکه، بیشتر واحدهای حسابرسی همه این عوامل را پیش از انتخاب یک استراتژی بخصوص، مورد توجه قرار می­دهند.

برای مثال، راه کارهایی را که دو شرکت بزرگ بین­المللی استفاده می­کنند در نظر بگیرید.

رییس حسابرسی داخلی یکی معمولاً از استراتژی دوگانه برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی استفاده می­کند. برای حسابرسی کنترلهای مالی، قسمتها را برحسب چرخه­های معاملات در بخش بخصوص شرکت مورد شناسایی قرار می­دهد.

برای حسابرسی عملیات، قسمتها را معمولاً برحسب مناطق جغرافیایی شناسایی می­کند. مدیریت ارشد حسابرسی این شرکت می­گوید دفاتر گوناگون منطقه­ای و بین­المللی شرکت به نوعی مستقل از یکدیگر عمل می­کنند. تخصیص گروه­های حسابرسی برای رسیدگی گسترده به این واحدهای منطقه­ای، اطلاعات و گزارشهای حسابرسی کاملاً هماهنگی را بدست می­دهد.

بدین ترتیب، عملیات هر محل را به هم ربط می­دهد بدون نیاز به گسیل  کردن گروه­های مختلف در زمانهای متفاوت که تازه، در تجمیع یافته­های گوناگون خود نیز دشواری خواهند داشت.

حسابرسان شرکت دیگر، شرکت را هر ساله به سه شکل مختلف زیر تقسیم می­کنند:

  • برحسب واحدهای عملیاتی.

  • برحسب چرخه­های معاملات و رویدادها.

  • برحسب مراکز تصمیم­گیری.

مدیریت ارشد حسابرسی داخلی با در نظر گرفتن پنج عامل دیگر به طور ضمنی، استراتژیهای گوناگون را به طور ذهنی مورد ارزیابی قرار می­دهد تا بهترین استر

مراکز تصمیم ­گیری

مراکز تصمیم­گیری، آخرین استراتژی ممکن برای شناسایی قسمتها برای حسابرسی است. با وجودی که معمولاً بخشهای بزرگ سازمان به عنوان قسمت مورد رسیدگی انتخاب می­شوند، اما مراکز تصمیم­گیری را می­توان به عنوان بخشهای مشخصتر سازمان در نظر گرفت.

معاون مدیر یک قسمت، همراه با کارنان دفترش، یک مرکز تصمیم­گیری اداری است. سرپرست کارگران سازنده یک قطعه اصلی از محصول را نیز می­توان به عنوان یک مرکز تصمیم­گیری پذیرفت.

عامل اصلی در این شیوه شناسایی قسمت­ها برای حسابرسی، اثرگذاری تصمیم است، نه لزوماً چرخه­های عملیاتی یا معاملات یا هر شیوه دیگر تجمیع اجزای یک سازمان. کانون توجه، تصمیم­های اصلی است که آثار عمده­ای بر سازمان دارد.

برای مثال، حسابرسان ممکن است بخواهند چگونگی استخدام مهندس­های طراحی را مورد رسیدگی قرار دهند که با اسرار و اطلاعات حساس سازمان سر و کار دارند. در این گونه موارد، حسابرسان احتمالاً بیشتر به فرایند تصمیم­گیری برای یافتن و استخدام چنین کارکنانی خواهند پرداخت.

اگر همه هشت عامل مورد استفاده برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی را مرور کنیم روشن می­شود که هیچ یک از آنها به تنهایی نمی­تواند استراتژی مطلوب را برای انتخاب قسمتها فراهم کند. بلکه، بیشتر واحدهای حسابرسی همه این عوامل را پیش از انتخاب یک استراتژی بخصوص، مورد توجه قرار می­دهند.

برای مثال، راه کارهایی را که دو شرکت بزرگ بین­المللی استفاده می­کنند در نظر بگیرید.

رییس حسابرسی داخلی یکی معمولاً از استراتژی دوگانه برای تشخیص قسمتهای قابل حسابرسی استفاده می­کند. برای حسابرسی کنترلهای مالی، قسمتها را برحسب چرخه­های معاملات در بخش بخصوص شرکت مورد شناسایی قرار می­دهد.

برای حسابرسی عملیات، قسمتها را معمولاً برحسب مناطق جغرافیایی شناسایی می­کند. مدیریت ارشد حسابرسی این شرکت می­گوید دفاتر گوناگون منطقه­ای و بین­المللی شرکت به نوعی مستقل از یکدیگر عمل می­کنند. تخصیص گروه­های حسابرسی برای رسیدگی گسترده به این واحدهای منطقه­ای، اطلاعات و گزارشهای حسابرسی کاملاً هماهنگی را بدست می­دهد.

بدین ترتیب، عملیات هر محل را به هم ربط می­دهد بدون نیاز به گسیل  کردن گروه­های مختلف در زمانهای متفاوت که تازه، در تجمیع یافته­های گوناگون خود نیز دشواری خواهند داشت.

حسابرسان شرکت دیگر، شرکت را هر ساله به سه شکل مختلف زیر تقسیم می­کنند:

  • برحسب واحدهای عملیاتی.

  • برحسب چرخه­های معاملات و رویدادها.

  • برحسب مراکز تصمیم­گیری.

مدیریت ارشد حسابرسی داخلی با در نظر گرفتن پنج عامل دیگر به طور ضمنی، استراتژیهای گوناگون را به طور ذهنی مورد ارزیابی قرار می­دهد تا بهترین استر

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...