پراکندگی جغرافیای اقتصادی بر حسابرسی داخلی

بخشنامه 30/4/14242/63122 مالیات کارشناسان رسمی دادگستری و صدور مفاصا حساب

پراکندگی جغرافیایی واحد اقتصادی بر حسابرسی داخلی

 

 

بحث ما تاکنون درباره سازمان­های بود که مدیریت و وظایف حسابرسی داخلی آن، متمرکز است.بسیاری از واحدهای اقتصادی بزرگ دارای شرکتهای فرعی و شعبه ­هایی در سطح کشور و حتی، در سطح دنیا می­باشند. در نتیجه، به دیل نیاز شدید به خدمات حسابرسی داخلی در نقاط مختلف و هزینه­ های تامین این گونه خدمات وظیفه حسابرسی داخلی نیز ممکن است به طور غیرمتمرکز انجام شود و هر یک از شرکتهای فرعی و قسمتها حسابرسان داخلی خاص خود را داشته باشند.

در این گونه موارد که واحدهای حسابرسی داخلی متعدد با پراکندگی جغرافیایی وجود دارد اداره آنها توسط مدیریتهای محلی آسانتر از اداره آنها از طریق کمیته حسابرسی هیئت مدیره یا واحد حسابرسی داخلی مرکزی می­باشد. در این گونه موارد اجازه رسیدگی به هر گوشه از واحد اقتصادی به حسابرسان داخلی دفتر مرکزی داده می­شود.

بزرگترین، دشوارترین و حساسترین حسابرسیهای سازمان معمولاً به این گروه از حسابرسان داخلی واگذار می­شود. حسابرسان داخلی شرکتهای فرعی و قسمتها از اختیارات محدودتری برخوردارند و تنها به حسابرسی زیر مجموعه سازمانی خود می­پردازند.

اما برخی سازمانهای بزرگ که پراکندگیزیادی نیز دارند تنها یک واحد حسابرسی داخلی مرکزی تشکیل می­دهند. این سازمانها در پی استقلال بیطرفی و هما هنگی بیشتری هستند که تمرکز به وجود می­آورد.

برخی شرکتهای بزرگ بین­ المللی تنها در مراکز عمده جغرافیایی عملیات شرکت به تاسیس واحد حسابرسی داخلی اقدام می­کنند. برای مثال فرض کنید وظیفه حسابرس داخلی شرکتی در سه مرکز عمده فعالیت آن نیویورک، لندن و توکیو، انجام شود. حسابرسان نیویورک مسئولیت رسیدگی به شرکتهای فرعی و وابسته مستقر در قاره آمریکا حسابرسان لندن مسئولیت شرکتهای مستقر در اروپا و حسابرسان توکیو مسئولیت شرکتهای مستقر در آسیا را به عهده خواهند داشت. چنین ترتیبی برخی مزایای غیرمتمرکزسازی را دارند و در عین حال از مزایای تمرکز حسابرسی در این مناطق بزرگ جغرافیایی نیز برخوردارند

پراکندگی جغرافیایی واحد اقتصادی بر حسابرسی داخلی

بحث ما تاکنون درباره سازمان­های بود که مدیریت و وظایف حسابرسی داخلی آن، متمرکز است.

بسیاری از واحدهای اقتصادی بزرگ دارای شرکتهای فرعی و شعبه­هایی در سطح کشور و حتی، در سطح دنیا می­باشند. در نتیجه، به دیل نیاز شدید به خدمات حسابرسی داخلی در نقاط مختلف و هزینه­های تامین این گونه خدمات وظیفه حسابرسی داخلی نیز ممکن است به طور غیرمتمرکز انجام شود و هر یک از شرکتهای فرعی و قسمتها حسابرسان داخلی خاص خود را داشته باشند.

جغرافیای اقتصادی بر حسابرسی داخلی

در این گونه موارد که واحدهای حسابرسی داخلی متعدد با پراکندگی جغرافیایی وجود دارد اداره آنها توسط مدیریتهای محلی آسانتر از اداره آنها از طریق کمیته حسابرسی هیئت مدیره یا واحد حسابرسی داخلی مرکزی می­باشد.  این گونه موارد اجازه رسیدگی به هر گوشه از واحد اقتصادی به حسابرسان داخلی دفتر مرکزی داده می­شود.

بزرگترین، دشوارترین و حساسترین حسابرسیهای سازمان معمولاً به این گروه از حسابرسان داخلی واگذار می­شود. حسابرسان داخلی شرکتهای فرعی و قسمتها از اختیارات محدودتری برخوردارند و تنها به حسابرسی زیر مجموعه سازمانی خود می­پردازند.

اما برخی سازمانهای بزرگ که پراکندگیزیادی نیز دارند تنها یک واحد حسابرسی داخلی مرکزی تشکیل می­دهند. این سازمانها در پی استقلال بیطرفی و هما هنگی بیشتری هستند که تمرکز به وجود می­آورد.

 

جغرافیای اقتصادی بر حسابرسی داخلی

برخی شرکتهای بزرگ بین ­المللی تنها در مراکز عمده جغرافیایی عملیات شرکت به تاسیس واحد حسابرسی داخلی اقدام می­کنند. برای مثال فرض کنید وظیفه حسابرس داخلی شرکتی در سه مرکز عمده فعالیت آن نیویورک، لندن و توکیو، انجام شود. حسابرسان نیویورک مسئولیت رسیدگی به شرکتهای فرعی و وابسته مستقر در قاره آمریکا حسابرسان لندن مسئولیت شرکتهای مستقر در اروپا و حسابرسان توکیو مسئولیت شرکتهای مستقر در آسیا را به عهده خواهند داشت. چنین ترتیبی برخی مزایای غیرمتمرکزسازی را دارند و در عین حال از مزایای تمرکز حسابرسی در این مناطق بزرگ جغرافیایی نیز برخوردارند

حسابرسی داخلی

 

تداوم انقلاب صنعتی در اروپای قرن نوزدهم، ایجاد کارخانه­ های بزرگ و بزرگتر و اجرای طرح­های عظیمی چون احداث شبکه­های سراسری راه­آهن را می­طلبید که نیازمند به سرمایه­های کلان بود. تامین چنین سرمایه­هایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایهگذار فراتر بود و از سویی، یک یا چند سرمایه­دار نیز آمادگی پذیرفتن خطر تجارتی چنین فعالیت­های بزرگی را نداشتند.

جغرافیای اقتصادی بر حسابرسی داخلی

با بهره­گیری از دو دستآورد بزرگ و مفید انقلاب صنعتی، یعنی سازماندهی و همکاری، شرکت­هایی شکل گرفت که مسئولیت صاحبان سرمایه آنها محدود به مبلغ سرمایه گذاریشان بود و در قالب چنین مشارکت­هایی، سرمایه­های کوچکی تجهیز گردید و را م­حل مناسبی برای تامین سرمایه­های کلان و توزیع مخاطرات تجارتی فراهم آمد.

سرمایه­های چنین شرکت­هایی به سهام تقسیم شده و سهام آنها قابل نقل و انتقال بود.

رواج معاملات سهام باعث رونق بازار سرمایه و مشارکت صاحبان سرمایه­های کوچک در این بازار شد. تنظیم نحوه اداره شرکت­های سهامی و روابط بین صاحبان سهام از طریق وضع قوانین و مقررات توسط دولتها، نظم یافتن بخشی از معاملات اوراق بهادار با ایجاد بورسهای اوراق بهادار از جمله عوامل دیگری بود که به نضج شرکتهای سهامی و فزونی شمار طبقه­ای از سرمایه­گذاران انجامید که نه مستقیماً در اداره شرکت­ها مشارکت داشتند و نه دارای چنین تمایلی بودند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...