تضاد منافع: واحدهای اقتصادی

تضاد منافع: واحدهای اقتصادی همواره به لحاظ تضاد منافع کارکنان خود در معرض خطر قرار دارند. در مواردی که علاقمندی و حس وفاداری کارمندی تضعیف یا تقسیم می­شود، این خطر به وجود می­آید که این کارمند، راه کاری را پیش گیرد که به منافع سازمان لطمه وارد شود. وابستگی فامیلی (یا فامیل پرستی) کارکنان نیز می­تواند تضاد منافع شدیدی را به وجود آورد.

به همین دلیل، برخی واحدهای بزرگ اقتصادی مقرراتی را وضع کرده­ند که براساس آن، بیش از یک نفر از یک فامیل نمی­تواند در آن واحدها استخدام شود. تضاد منافع می­تواند به شکلهای گوناگونی ایجاد شود. بیشتر واحدهای اقتصادی، موارد بالقوه تضاد منافع کارکنان را با خود آنان بررسی می­کنند و از آنان می­خواهند موارد بالقوه تضاد منافع خود را بطور کتبی به واحد اقتصادی اعلام نمایند. آیین رفتار حرفه­ای؛ راهنماییهای لازم را درباره چگونگی پرهیز از تضاد منافع ارائه کرده است. واحدهای اقتصادی اغلب از کارکنان خود می­خواهند که هر چ ند گاه یک بار، موارد بالقوه تضاد منافع و پای بندی خود را به آیین رفتار حرفه­ای و رعایت آن بطور کتبی به واحد اقتصادی اعلام ک نند.

استقرار محیط کنترلی: هر واحد اقتصادی، محیط کنترلی خود را متناسب با نیازها و هدفهای سازمانی برقرار می­کند. محیط کنترلی، طرز تفکر مدیریت و شیوه رهبری آنان، شیوه­های عملیاتی، طرح سازمانی، وظایف و مسئولیتهای هیات مدیره و کمیته­های آن، روشهای تفویض اختیارات و مسئولیتها، روشهای کنترل مدیریت، واحد حسابرسی داخلی، سیاستها و روشهای مدیریت نیروی انسانی و عوامل برون سازمانی موثر بر واحد اقتصادی را در بر می­گیرد. حسابرسان داخلی می­توانند مدیریت ارشد واحد اقتصادی را در استقرار یک محیط کنترلی اثربخش، یاری دهند. کارکنان باید با چگونگی وظایف و مسئولیتهای کنترلی خود آشنا شوند و به اهمیت و نقش این وظایف و همچنین، پیامدهای ناشی از سهل انگاری در انجام  آنها، پی ببرند. به جای پافشاری در کارهای پلیسی و مچ­گیری یا مزاحم شناساندن کنترلهای داخلی و فعالیتهای حسابرسان، نقش سازنده کنترلها و همچنین، نظارت و ارزیابی کنترلها باید مورد تاکید قرار گیرد. صرفه جوییهای احتمالی در هزینه­ها، شناسایی و بکارگیری تواناییهای کارکنان در ایفای هر چه بهتر وظایف و مسئولیتها و ارزیابیهای بیطرفانه عملیات از طریق یک سیستم مناسب و کنترل شده اطلاعات از مزایا و نتایج مثبت کنترلهای داخلی است.

طراحی کنترلهای عمومی و خاص: کنترلهای عمومی، به محیط کنترلی مربوط می­شود و از موضوع کنترلهای خاص که معمولاً دربر گیرنده روشها و عملیات تفضیلیا ست، متمایز می­باشد. تفکیک وظایف یک نمونه بارز وجه تمایز کنترلهای عمومی از کنترلهای خاص است. اهمیت نقش کنترلهای عمومی در فراهم کردن محیطی مساعد برای اعمال موثر کنترلهای خاص در محیط­های کامپیوتری بیشتر روشن می­شود. تعیین این که کدام نسخه از برنامه­ها مورد استفاده قرار گرفته است، امکان ناپذیر شود. صرف نظر از این که چه کنترلهایی برای پردازش کامپیوتری برقرار شده است، چنانچه کنترلهای عمومی اصلی یا کلیدی برقرار نباشد نمی­توان کنترلهای موثری را به وجود آورد. کنترلها باید براساس برآورد خطر طراحی و تدوین شوند. هر جا که خطر از دست رفتن احتمالی داراییها یا ارائه نادرست اطلاعات حسابداری یا مدیریت وجود داشته باشد باید کنترلهای لازم را برای کاهش این خطر برقرار کرد. هرچه این خطر بیش کنترلهای بیشتری را می­طلبد. خطر جمع مبالغ ریالی داراییهایی که در معرض خسارت یا نابودی قرار می­گیرند و همچنین احتمال وقوع این نوع خسارت را در بر می­گیرد.

بررسی و ارزیابی 910 مورد گزارش شده توسط حسابرسان داخلی نشان می­دهد که عمده عوامل خطر گزارش شده بیش از 63 درصد موارد ناشی از عوامل زیر بوده است:

  • عملکردها به گونه­ای منظم و مستقل کنترل نشده است.

  • شیوه­های کنترل سازمانی نامناسب بوده است.

  • شیوه­های گزارشگری و یا ضمانت اجرای تفویض اختیار و مسئولیت نامناسب بوده است.

  • دسترسی و کنترل داراییها، مدارک، برنامه­های کامپیوتری یا اطلاعات به گونه­ای غیرمجاز صورت گرفته است.

انتخاب کنترل­های معاملاتی: به منظور اطمینان یافتن از این که همه معاملات و رویدادها به گونه­ای مناسب مستند می­شوند رویدادهای غیرواقعی وارد سیستم نمی­شوند و همه رویدادها و معاملات واقعی و معتبر به درستی ثبت می­گردند باید کنترلهایی طراحی شود. انتخاب و اعمال انواع کنترلها عمدتاً به حجم و ماهیت معاملات بستگی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...