بهترین شواهدحسابرسی دست دوم

قانون مالياتهاي مستقيم - ماده 270

بهترین شواهد / شواهد دست دوم

شواهد مستقیم و اصل مدارک را دادگاه­ها ترجیح می­دهند. اما، دادگاه­ها این را نیز می­دانند که باید به بهترین شواهدحسابرسی موجود اکتفا کنند که این خود ممکن است عملاً به شواهد دست دوم بینجامد.

برای مثال، اگر دادگاه تشخیص دهد که ضبط و نگهداری دفاتر ثبتهای اولیه یک واحد تجاری زمان بر و دردسرآفرین برای آن واحد است، می­تواند اجازه دهد تا تصاویر آن دفاتر در اختیار دادگاه قرار گیرد.بهترین شواهدحسابرسی

بهترین شواهد / شواهد دست دوم

شواهد مستقیم و اصل مدارک را دادگاه­ها ترجیح می­دهند. اما، دادگاه­ها این را نیز می­دانند که باید به بهترین شواهد موجود اکتفا کنند که این خود ممکن است عملاً به شواهد دست دوم بینجامد.

برای مثال، اگر دادگاه تشخیص دهد که ضبط و نگهداری دفاتر ثبتهای اولیه یک واحد تجاری زمان بر و دردسرآفرین برای آن واحد است، می­تواند اجازه دهد تا تصاویر آن دفاتر در اختیار دادگاه قرار گیرد.

بهترین شواهد / شواهد دست دوم

شواهد مستقیم و اصل مدارک را دادگاه­ها ترجیح می­دهند. اما، دادگاه­ها این را نیز می­دانند که باید به بهترین شواهد موجود اکتفا کنند که این خود ممکن است عملاً به شواهد دست دوم بینجامد.

برای مثال، اگر دادگاه تشخیص دهد که ضبط و نگهداری دفاتر ثبتهای اولیه یک واحد تجاری زمان بر و دردسرآفرین برای آن واحد است، می­تواند اجازه دهد تا تصاویر آن دفاتر در اختیار دادگاه قرار گیرد.بهترین شواهدحسابرسی

حسابرسی داخلی

تداوم انقلاب صنعتی در اروپای قرن نوزدهم، ایجاد کارخانه­های بزرگ و بزرگتر و اجرای طرح­های عظیمی چون احداث شبکه­های سراسری راه­آهن را می­طلبید که نیازمند به سرمایه­های کلان بود. تامین چنین سرمایه­هایی از امکانات مالی یک یا چند سرمایه گذار فراتر بود و از سویی، یک یا چند سرمایه­دار نیز آمادگی پذیرفتن خطر تجارتی چنین فعالیت­های بزرگی را نداشتند.

با بهره­گیری از دو دست آورد بزرگ و مفید انقلاب صنعتی، یعنی سازماندهی و همکاری، شرکت­هایی شکل گرفت که مسئولیت صاحبان سرمایه آنها محدود به مبلغ سرمایه گذاریشان بود و در قالب چنین مشارکت­هایی، سرمایه­های کوچکی تجهیز گردید و راه­حل مناسبی برای تامین سرمایه­های کلان و توزیع مخاطرات تجارتی فراهم آمد.

سرمایه­های چنین شرکت­هایی به سهام تقسیم شده و سهام آنها قابل نقل و انتقال بود.

رواج معاملات سهام باعث رونق بازار سرمایه و مشارکت صاحبان سرمایه­های کوچک در این بازار شد. تنظیم نحوه اداره شرکت­های سهامی و روابط بین صاحبان سهام از طریق وضع قوانین و مقررات توسط دولتها، نظم یافتن بخشی از معاملات اوراق بهادار با ایجاد بورسهای اوراق بهادار از جمله عوامل دیگری بود که به نضج شرکتهای سهامی و فزونی شمار طبقه­ای از سرمایه­گذاران انجامید که نه مستقیماً در اداره شرکت­ها مشارکت داشتند و نه دارای چنین تمایلی بودند.

شرکت­های سهامی توس هیات­های مدیره­ای اداره می­شد و می­شود که معمولاً از سهامداران بزرگ تشکیل شده یا منتخب آنها بوده­اند. ادامه فرایند تحول در مناسبات مالکیت و اداره سرمایه در کشورهای توسعه یافته صنعتی به پیدایش گروه­های تازه­ای از مدیران کار آزموده و حرفه­ای انجامید که در عین اقتدار کامل در اداره واحدهای اقتصادی، گاه در سرمایه آنها سهمی ناچیز داشتند و اندیشه جدایی مالکیت از مدیریت را مصداق عملی بخشید.بهترین شواهدحسابرسی

گسترش و پیچیدگی روزافزون و شتاب آمیز واحدهای اقتصادی در جهان پشرفته امروز فشارهای ناشی از کمبود منابع و افزایش رقابت، وجود انواع مخاطرات در زمینه­های مالی، اداری و تجاری که هدفها و سیاستهای سازمانی آنها را چه از درون و  چه از برون به شدت تهدید می­کند سبب شده است تا کنترل مستقیم و انفرادی این گونه واحدها ناممکن شود و نیاز به استقرار یک سیستم اثربخش کنترل داخلی به عنوان جزیی لاینفک از سیستم مدیریت  ک ارامد مورد توجه جدی قرار گیرد.بهترین شواهدحسابرسی

مدیران اجرایی و غیر اجرایی برای انجام دادن وظیفه مباشرت خود نسبت به صاحبان سرمایه  مسئولیت این فشارها، تهدیدها و مخاطرات را به عهده دارند و وجود کنترلهای داخلی را برایش تشخیص، ارزیابی و کنترل آنها ضروری می­دانند. از طرف دیگر واحدهای اقتصادی دارای الزامات قانونی می­باشند که باید آنها را نیز به درستی رعایت کنند. از این رو باید سیستم کنترل داخلی لازم را برای شناسایی و کنترل میزان رعایت این گونه الزامات قانونی برقرار  نمایند.

حسابرسی داخلی وظیفه ارزیابی مستقلی است که توسط مدیریت واحدهای اقتصادی برای برسری سیستم کنترل داخلی ایجاد می­شود و کفایت سیستم کنترل داخلی را از لحاظ درست و مناسب اقتصادی اثر بخش و کارامد بودن استفاده از منابع، آزمون ارزیابی و گزارش می­کند.

 

اگرچه اصول و مبانی حسابرسی در بخشهای عمومی و خصوصی یکسان است اما دامنه مسئولیتها در حسابرسی سازمانها و موسساتی که از بودجه عمومی استفاده می­کنند به مراتب گسترده­تر است و حسابرسان موسسات خدمات عمومی در حصول اطمینان از این که مصرف وجوه عمومی به درستی و به گونه­ای اقتصادی، اثربخش، کارامد و در جهت منافع جامعه صورت گرفته است نقش اساسی دارند.

 

خلاصه این که حسابرسی داخلی بخش مهمی از یک مدیریت اثربخش در تمام واحدهای اقتصادی شمرده می­شود و طبق رهنمودهای حسابرسی وجود آن ضروری است و با توجه به الزامات گسترده حسابدهی در موارد استفاده از منابع به ویژه منابع عمومی نمی­توان برای نبود واحد حسابرسی داخلی حتی در موسسه­های کوچک توجیهی منطقی ارائه کرد.بهترین شواهدحسابرسی

حسابرسی داخلی جایگاهی والا در سیستم کنترل داخلی دارد و مدیریت واحدهای اقتصادی را در انجام دادن مسئولیتها و وظایف خود از طریق تقویت کنترلها یاری می­کند. گرچه حسابرسی داخلی به منظور کمک به مدیریت واحدهای اقتصادی به وجود می­آید اما می­تواند اطمینانهای دیگری را چون اطمینان دادن به مراجع قانونی و سایر مقامات ذینفع نیز فراهم کند.

شالوده حسابرسی داخلی بر شناخت مدیریت سازمانی مبتنی است. مدیریت سه نوع مسئولیت عمده و اساسی را به عهده دارد: برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت فعالیتها در راستای هدفها و سیاستهای کلان سازمان.

مسئولیتهای مدیریت را می­توان در سه سطح استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی طبقه بندی کرد. این سه سطح نیز مستلزم برنامه­ریزی، سازماندهی و هدایت فعالیتهاست. تفاوتهای این سه سطح اساساً به میزان توجه مدیریت و زمان بندی اجرا محدود می­شود. مدیریت استراتژیک به کلی­ترین، فراگیرترین و دراز مدت­ترین موضوعها می­پردازد.بهترین شواهدحسابرسی

.مدیریت تاکتیکی بر چگونگی اجرای برنامه­های استراتژیک تمرکز می­کند و مدیریت عملیاتی به کارها و وظایف خاص و ضروری روزانه می­پردازد. در واقع وظایف اصلی هر یک از اعضای مدیریت در سطوح مختلف انجام مسئولیتهای مربوط به خود است اما به دلیل این که فعالیتها در سازمان یکپارچه و به شدت به یکدیگر وابسته می­باشد هر یک از اعضای مدیریت سطوح مختلف در ایفای وظایف و مسئولیتهای مربوط به مدیریت استراتژیکی، تاکتیکی و عملیاتی سهیم می­باشند.

در سازمانهای بسیار کوچک همه وظایف و مسئولیتهای مدیریت توسط یک مدیر انجام می­شود. با افزایش و گسترش حجم فعالیتهای سازمان به افراد و اعضای بیشتری برای انجام وظایف و مسئولیتهای مدیریت نیاز است. در چنین مواردی است که سازمان مربوط به ساختار سازمانی گسترده­تری نیازمند می­شود. انجام فعالیتها در یک ساختار سازمانی گسترده مستلزم رعایت سیاستها، استانداردها و روشهایی است که می­توان آن را یک شبکه فراگیر کنترل دانست و عموماً به آن سیستم کنترل داخلی گویند.

این کنترلها را برای اعمال کنترل موثر بر فعالیتها و عملیات بکار می­گیرند. بنابر این واژه کنترل به شرایطی کلی و عمومی گفته می­شود در حالی که کنترلها روشهایی است برای دستیابی به آن شرایط. همه فعالیتهای مدیریت در سیستمهای کنترلی انجام می­شود و هر چه مدیریت بهتر باشد احتمال دستیابی موثر به هدف اصلی کنترل داخلی بیشتر خواهد شد.

پیچیدگی­های روزافزون سازمانهای بزرگ باعث شده است تا این گونه سازمانها برای نظارت و سرپرستی سیستم کنترل داخلی خود به یک ابزار مناسب مدیریت نیاز داشته باشند. مدیریت این گونه سازمانها در پی این است که سیستمهای کنترلی به خوبی طراحی و به درستی اعمال شود.بهترین شواهدحسابرسی

چنانچه سیستم کنترل داخلی، نارسا باشد و به درستی اعمال نشود، صرفنظر از کوشش مدیریت در برنامه­ریزی خوب و مناسب، سازمان از لحاظ دستیابی به هدفها و برنامه­های خود با خطر مواجه می­شود.بهترین شواهدحسابرسی

از آنجا که مدیریت، مسئولیت سیستم کنترل داخلی را در سازمان به عهده دارد، بنابراین، برای ارزیابی عملکرد سیستم کنترل داخلی، به گونه­ای فزاینده از خدمات حسابرسی داخلی به عنوان یک ابزار مدیریت استفاده می­کند.

حسابرسان داخلی برای وظاف و مسئولیتهای مدیریت، مشابه یک دستگاه «بازخورد» عمل می­کنند.

حسابرسان داخلی، سیستم کنترل داخلی را از دو دیدگاه طراحی و اثربخشی مورد ارزیابی قرار می­دهند.

یک سیستم کنترل داخلی خوب این اطمینان را به وجود می­آورد که واحد مورد رسیدگی با صرف هزینه­های منطقی به هدفهای خود دست می­یابد. یک سیستم کنترل داخلی اثربخش سیستمی است که هدفی را به دست آورد که برای آن، ایجاد شده است.

حسابرسان داخلی معمولاً به دلیل یکپارچگی زیاد کنترلهای داخلی، همه سطوح و ابزارهای آن را آزمون می­کنند. در هر حال، مدیران ارشد و دیگر مدیران رده بالای سازمان، عموماً مسئولیت ارزیابی عملکرد سازمانی را در قالب هدفها و شیوه­های راهبری مدیریت به عهده دارند.

ارزیابی عملکرد، بخشی از سیستم کنترل داخلی است. اما، حسابرسان داخلی به جای ارزیابی، مسئول تعیین درست و مناسب بودن شیوه­های ارزیابی می­باشند. این شیوه­ها می­تواند در چارچوب سیاست­ها، استانداردها و روشها بیان شود. مدیریت، تصمیم­های مربوط به ارزیابی عملکرد را می­گیرد.بهترین شواهدحسابرسی

حسابرسان داخلی فرایند تصمیم­ گیری مدیریت را تا جایی ارزیابی می­کنند که شامل ارزیابی عملکرد شخص مدیر نشود.

حسابرسی داخلی یکی از گیراترین، پرچالش­ترین و پویاترین فرصتهای شغلی است که امروزه وجود دارد.

حرفه ح سابرسی داخلی پاسخگوی نیازهای روزافزون بالاترین رده­های مدیریت شرکت­ها، دولت و موسسه­های غیرانتفاعی است. مدیریت این گونه سازمانها دنبال اطلاعات درست درباره فعالیتهای سازمانشان، به ویژه کنترل فعالیتها و کارایی و اثربخشی آن فعالیتها می­باشند.

در نتیجه، حسابرسان داخلی عموماً درگیر عملیات اساسی سازمانشان می­باشند و اغلب، مورد توجه تصمیم گیرندگان رده بالای سازمان خود هستند، اطلاعات گرانبها و مهمی را برای مدیریت فراهم می­کنند و از موقعیت شغلی بسیار خوبی برخوردارند.

حسابرسان داخلی به طور معمول جلب نظر دیگران را نمی­کنند زیرا، نوع کارشان چنین ایجاب می­کند اما، ضرورت

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...