انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

حسابرسی

انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

سه راه اصلی برای انتخاب قسمت­ها وجود دارد:

  • تهیه منظم جدول حسابرسی قسمتها برای دوره برنامه­ریزی شده.
  • به درخواست مدیریت ارشد یا هیات مدیره.
  • به درخواست خود قسمت مورد رسیدگی.

خطر، کانون توجه در انتخاب قسمت­هاست.

استانداردهای مرتبط با گزینش قسمت­ها: استاندارد خاص 520 از استانداردهای حسابرسی داخلی حرفه­ای مقرر می­دارد که رییس واحد حسابرسی داخلی باید طرحهای حسابرسی را یکنواخت و هماهنگ با شرح وظایف واحد حسابرسی و آرمانهای سازمان تدوین کند. جدولهای کار حسابرسی در این استاندارد به عنوان بخشی مهم از فرایند برنامه ریزی حسابرسی محسوب شده است.انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

رهنمود شماره 5-110 مقرر می­کند که جدولهای کار حسابرسی و هر گونه  تغییر عمده در آنها باید توسط مدیریت به تصویب و تایید برسد و برای آگاهی هیات مدیره از آن نیز فرستاده شود. رهنمود شماره 4-520 مقرر می­دارد که جدولهای کار حسبارسی باید شامل الف – چه فعایتهایی باید رسیدگی شود ب- در چه زمانی مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت و پ- زمان لازم برای اجرای آن حسابرسی باشد. این رهنمود مقرر کرده است که جدولهای کار حسابرسی باید چنان انعطاف پذیر باشد که موارد پیش­بینی نشده نیز در آن بگنجد.

طبق رهنمود 4-520 حسابرسان هنگام تعیین اولویت حسابرسیها باید هفت عامل زیر را در نظر بگیرند:

1- تاریخ و نتایج حسابرسی گذشته

اساساً حسابرسان باید مسلم بدانند که هر چه زمان زیادی از حسابرسی نوبت قبلی قسمت گذشته باشد خطر بیشتری وجود دارد و از این رو از اولویت بالاتری برخوردار می­شود. به همین ترتیب هر چه نقاط ضعف زیادی در حسابرسی قبلی یافت شده باشد احتمال ادامه وضعیت ضعف کنترلها بیشتر می­شود.انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

2- منابع مالی

وجوه نقد همواره جذاب است و نشانه خطر. حسابرسان هنگام مقایسه فعالیتهای گوناگون به منظور تعیین بهترین راه برای تخصیص منابع معمولاً به دلیل بالا بودن سطوح احتمالی خطر اقلام متضمن مبالغ بزرگ نسبت به این گونه اقلام گرایش بیشتری نشان می­دهند.انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

3- زیانهای احتمالی و خطر

این نگرانی به سیستم کنترل داخلی مربوط می­شود. کنترلهای داخلی ضعیف نشانه احتمال بیشتر زیانهای بالقوه و خطر بالاتر است حال آن که کنترلهای داخلی قوی نشانه احتمال کمتر رخ دادن زیانهای بالقوه و در نتیجه خطر پایین­تر در هر سطح از موارد وجود خطر می­باشد. برخی خطرهای ظاهراً نامربوط به امور مالی چون دعاوی احتمالی خدشه دار شدن وجهه اجتماعی و از دست رفتن حسن شهرت نیز باید مورد توجه قرار گیرد. گرچه ظاهر خطرهای اخیر ممکن است جنبه مالی نداشته باشد اما در نهایت می­تواند پیامدهای مالی داشته باشد.

4- درخواست مدیریت

حسابرسان درخواستهای مدیریت را جدی می­گیرند. هنگامی که مدیریت سازمان انجام شدن یک حسابرسی بخصوص را می­خواهد حسابرسان معمولاً می­توانند چنین تصور کنند که مدیریت سازمان خطری را احساس کرده است. معمولا ً مدیریت سازمان به عملیات آن نزدیکتر از هر کس دیگر است و در شرایط بهتری برای تشخیص محل وجود خطر می­باشد.

5- تغییرات عمده در عملیات، برنامه­ها، سیستمها و کنترلها

هر تغییر عمده اولویت حسابرسی عملیاتی زیر بنایی آن را به چند دلیل بالا می­برد. فرایند ایجاد تغییر سبب پیچیدگیها و خطرهایی می­شود که لزوماً در حالت پیش از ایجاد آن وجود نداشته است. پس از هر تغییر اصلاح و تعدیلات زیادی ممکن است لازم باشد تا عملیات پس از تغییر در سازمان جا بیفتد که این به نوبه خود سبب افزایش خطر در مراحل اولیه پیاده سازی می­شود. عملیات جدید حاصل از ایجاد تغییر نیز پیشتر مورد حسابرسی قرار نگرفته است که این ابهام عمده­ای را درباره  کفایت سیستم کنترل داخلی مربوط سبب می­شود.

6- فرصت کسب منافع عملیاتی

از دست دادن منافع بالقوه به زیانی میانجامد که به اندازه از دست دادن واقعی یک دارایی یک دیگر آسیب دیدگی داراییها اثرگذار است. در نتیجه حسابرسان و مدیریت هر دو همواره کوشش در بهبود دارند حتی در مواردی که کنترلها یا عملکرد کافی بوده است. نکته دیگر آن که مدیریت سازمان با نتایج حسابرسی چگونه برخورد می­کند. حسابرسان در شرایط با خطر مساوی، اولویت را به شرایطی می­دهند که نتایج حسابرسی بتواند اثر مثبت­تری داشته باشد.انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

7- تغییر کارکنان حسابرسی و توانایی­های آنان

ترکیب مناسب کارکنان حسابرسی با مهارتهای لازم، بر کار حسابرسی اثر می­گذارد. واحدهای حسابرسی داخلی برای حسابرسی برخی عملیات، عموماً مجهزتر

از دیگران است. برای مثال، واحدهای حسابرسی داخلی که تنها از حسابداران حرفه­ای تشکیل شده است احتمالاً سیستمهای مالی و حسابداری را بهتر از سیستمهای مهندسی می­توانند رسیدگی کنند.

در نتیجه، واحدهای حسابرسی داخلی همواره کوشش می­کنند کارکنانی با مهارتهای گوناگون و مورد نیاز در اختیار داشته باشند تا بتوانند فعالیتهای گوناگون سازمان خود را رسیدگی کنند.

طبیعی است که حسابرسان باید هر هفت عامل یاد شده را هنگام تعیین اولویتها، بطور همزمان در نظر بگیرند. یک یا دو تا از این عوامل ممکن است در یک مورد خاص، از اهمیت بیشتری برخوردار باشد، اما از آنجا که حسابرسان تعداد زیادی از قسمتها را برای انتخاب در نظر می­گیرند، هر یک از این عوامل را احتمالاً باید براساس ماهیت آن مورد توجه قرار دهند.

با توجه به ترکیبهای ممکن عوامل یاد شده برای هر قسمت مورد رسیدگی و تعداد احتمالاً زیاد قسمتها، حسابرسان چگونه می­توانند با مقایسه­ای منطقی، قسمتها را برای رسیدگی، انتخاب و اولویتها را تعیین کنند؟

متاسفانه حسابرسان داخلی اغلب چنان درگیر کار خود هستند که مسایل جدی و فوری ممکن است کشف نشده باقی بماند و در نتیجه اصلاح هم نشود، زیرا، حسابرسان  هنوز به حسابرسی آن عملیات یا فرایندها نرسیده­اند.

انتخاب قسمت­ها برای رسیدگی، هنوز هم یک هنر است (بیشتر حالت ذهنی دارد تا علمی)، هر چند که برخی پیشرفتها در جهت انتخاب منظم­تر در سالهای اخیر به دست آمده است.

تدوین جدول کار حسابرسی فرایند تدوین جدول کار حسابرسی برای یک دوره برنامه­ریزی شده را می­توان به چهار مرحله، به شرح شکل زیر تقسیم کرد که به آنها می­پردازیم.مرحله اول: تدوین استراتژی گزینش قسمت­ها

در هر سازمانی که بدان اندازه بزرگ باشد که حسابرسان داخلی را به خدمت بگیرد، حسابرسیهای بیشماری را می­توان انجام داد. حسابرسان (داخلی) پیش از شروع فرایند انتخاب قسمتها، چگونگی تقسیم­بندی سازمان خود را به عملیات، فعالیتها و فرایندهای طبیعی آن تعیین می­کنند.انتخاب قسمت­ها برای حسابرسی

یکی از راه­های کسب بینش از فعالیت­هایی که می­تواند مورد حسابرسی قرار گیرد این است که سازمان را براساس موارد زیر نگاه کنیم:

  • محل کارخانه و کارگاه­ها، انبارها، داراییها و غیره
  • جمع مبلغ پولی مرتبط با هر محل یا نوع عملیات
  • میزان جزییات یا پیچیدگی عملیات فعالیتها یا فرایندهای گوناگون
  • نیروی انسانی موجود در واحد حسابرسی داخلی
  • میزان توجه مدیریت به عملیات فعالیتها یا فرایندهای گوناگون
  • واحدهای عملیاتی سازمان
  • چرخه­های عملیات
  • مراکز تصمیم گیری

محل. محلهای استقرار در بیشتر موارد و به دلیل وجود فاصله­های طبیعی حسابرسیهای بالقوه را به آسانی مشخص می­کند. چنانچه کارخانه­ها و کارگاه­ها عملیات منطقه­ای، شعبه­ها، عملیات فروش، عاملهای فروش کالای امانی، انبارها و بسیاری از نمونه­های دیگر بر روی نقشه مشخص شوند قسمتهای قابل حسابرسی به روشنی تمیز داده می­شود. همچنین نقشه محل استقرار دفاتر در ساختمان سازمان قسمتهای قابل حسابرسی را بر حسب بخشها و دوایر مشخص می­کند. این استراتژی خیلی ساده شده و بدون در نظر گرفتن دیگر ملاحظات ناکافی است.

جمع مبالغ ریالی. توجه به جمع مبالغ پولی نوعی معیار اهمیت را بدست می­دهد که با آن می­توانیم قسمتهای قابل حسابرسی را مقایسه کنیم. برای مثال فرض کنی

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...