استاندارد خاص شماره 520 هفت عامل زیر را مطرح کرده است که حسابرسان هنگام براورد خطر مربوط به قسمت­های گوناگون

استاندارد خاص شماره 520

استاندارد خاص شماره 520 هفت عامل زیر را مطرح کرده است که حسابرسان هنگام براورد خطر مربوط به قسمت­های گوناگون بالقوه قابل حسابرسی، مورد توجه قرار می­دهند:

  • زمان حسابرسی قبلی و نتایج آن.

  • خطر مالی.

  • زیان و خطر بالقوه.

  • درخواست مدیریت.

  • تغییرات عمده در عملیات، برنامه­ها، سیستم­ها و کنترلهای داخلی.

  • فرصت­های دستیابی به منافع عملیاتی.

  • تغییرات در کارکنان واحد حسابرسی و توانمندیهای آنان.

بیانیه استانداردهای حسابرسی داخلی شماره 9 «براورد خطر»، لیست بالا را به 14 عامل خطر افزایش می­دهد:

  • جو اخلاقی مدیریت و فشارهای وارده بر آن برای رسیدن به هدفها.

  • صلاحیت و کاردانی، کفایت و درستکاری کارکنان.

  • میزان دارایی­ها، قابلیت تبدیل به نقد (داراییها) و حجم معاملات و رویدادهای مالی.

  • اوضاع مالی و اقتصادی.

  • شرایط رقابتی.

  • پیچیدگی یا ناپایداری فعالیتها.

  • اثر مشتریان، تامین کنندگان مواد و کالا و مقررات دولتی.

  • میزان کامپیوتری بودن سیستمهای اطلاعاتی.

  • گستره جغرافیایی عملیات.

10- کفایت و اثربخشی سیستم کنترل داخلی.

11- تغییرات سازمانی، عملیاتی، فناوری یا اقتصادی.

12- قضاوتها و براوردهای مدیریت.

13- میزان پذیرش یافته­های حسابرسی و اقدامات اصلاحی انجام شده.

14- تاریخ حسابرسی قبلی و نتایج آن.

راه­های گوناگونی برای دخالت دادن عوامل مختلف خطر برای تصمیم­گیری درباره ترتیب یا اولویت­بندی لازم وجود دارد. یک روش ساده اما منظم و سیستماتیک که در سازمانهای فراوانی بطور موفقیت آمیز اعمال شده است به شرح چهار مرحله زیر می­باشد:

1- انتخاب مهمترین پنج عامل خطر برای هر قسمت سازمان

2- امتیازبندی هر قسمت براساس تک تک عوامل خطر. معیار امتیاز را از 1 تا 5 در نظر بگیرید امتیاز 5 معرف بالاترین خطر و امتیاز 1 معرف پایین­ترین خطر امتیاز 3 معرف خطر متوسط یا به معنای خطر نامعلوم است.

3- جمع امتیازهای هر قسمت را به منظور تعیین امتیاز خطر محاسبه کنید. جمع امتیاز 25 یعنی 5 امتیاز برای هر 5 عامل خطر معرف بالاترین خطر برای قسمت مورد رسیدگی خواهد بود.

4- قسمتها را بر حسب جمع امتیاز آنها مرتب کنید یا اولویت بندی کنید.

حسابرسان در مواردیکه بین جمع امتیازها همبستگی یا TIE وجود دارد سایر عوامل خطر را نیز برای مرتب کردن قسمتها مورد توجه قرار می­دهند. برای مثال تعداد ساعات لازم برای تکمیل حسابرسی، نمونه­ای از عامل همبستگی است. با ثابت فرض کردن سایر شرایط توازن بین منافع و مخارج با ساعات لازم کمتری بهبود می­یابد. عوامل همبستگی دیگری که می­توان در نظر گرفت سطوح سازمانی در سازمانهای مختلف است. حسابرسی معمولاً در سطوح بالاتر دارای اثر بیشتری است تا سطوح پایین­تر زیرا هر گونه تغییر در سطوح بالا به سطوح پایین­تر نیز رسوخ می­کند. سایر عوامل خطر مندرج در لیست 18 تایی نیز می­تواند برخی از این همبستگی­ها را از بین ببرد.

حسابرسان با توجه به تجربه­ای که از قسمت مورد رسیدگی بخصوص دارند و در صورت لزوم اطلاعات اضافی که از مدیریت و سایر منابع بدست می­آورند خطر را ارزیابی می­کنند.

حسابرسان بهتر است پس از پایان مرتب کردن قسمتها این اولویت بندی را بطور مقایسه­ای بین قسمتها مورد بررسی قرار دهند تا از منطقی بودن آن اطمینان یابند. هر ترتیبی را در مقیاس بزرگتر آن در سطح سازمان به دقت نگاه کنیم ممکن است تغییر کند. چنین بررسی کلی می­تواند حسابرسان را به کنترل هر گونه عدم یکنواختی ممکن در این فرایند توانا سازد.

در بیشتر سازمانها از روشهایی برای مرتب کردن قسمتهای قابل حسابرسی استفاده می­شود که کمتر منظم و سیستماتیک است. معمولاً حسابرسان و گاه مدیریت به دور هم گرد می­آیند تا قسمتهای قابل حسابرسی و خطرهای قیاسی آنها را بطور غیر رسمی مورد توجه قرار دهند. سیاستهای درون سازمانی اغلب بر انتخاب قسمتها اثر می­گذارد.

روشهای تحلیلی مشابه آنچه در بالا آمد نیز در برخی واحدهای حسابرسی داخلی با موفقیت بکار گرفته شده است. مزیت این روش در نظر گرفتن چندین عامل اصلی موثر بر خطرهای سازمان بطور همزمان است. این توجه حسابرسان را در انتخاب قسمتها برای یک دوره بودجه­ای یاری می­کند و از توان اثرگذاری سیاستهای سازمانی یا دیگر عوامل مشابه بر فرایند انتخاب قسمتها می­کاهد.

مثال: قسمتهای بالقوه قابل حسابرسی شرکت سرزمین چوب در ستون سمت راست شکل 7-5 آمده است. مهمترین پنج عامل خطر مربوط به موسسه­های تولیدی در سطر بالای جدول آمده است

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده است

نوشتن دیدگاه

درخواست مشاوره و استعلام هزینه
آرمان پرداز را در نقشه بیابید ...